قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2719
تاريخ الفي ( فارسى )
كه از جميع اطراف قلعهء شاهدز « 1 » هجوم آورده خلايق را از شرّ آن طايفه خلاص سازند . چون سپاه سلطان محمّد از جميع جوانب هجوم آورده متوجّه قلعه شدند ، از اندرون آن جماعت در مقام محاربه و مدافعه درآمده آنچنان سعى و اهتمام نمودند كه هيچ يكى از مردم سلطان محمّد ، روز اوّل از ترس تير و سنگ منجنيق ايشان قدم پيش نتوانستند نهاد . آخر الأمر ، چون كار بر ايشان تنگ شد ، باز در مقام حيله و مكر درآمده مكتوبى به طريق استفتا نوشته نزد فقهاى اردوى سلطان محمّد فرستادند . مضمون مكتوب آن بود كه : چه مىفرمايند علماى دين و فقهاى شرع مبين در إباحت خون جماعتى كه قائل به وحدانيّت حقّ ، سبحانه و تعالى ، و اتّصاف او به صفات كمال و تنزّه او از سمات « 2 » نقص و زوال باشند و اقرار [ 326 ب ] به نبوّت سيّد المرسلين و خاتم النبيّين محمّد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، و به حقيّت آنچه آن حضرت از حقّ ، سبحانه و تعالى ، آورده باشند ؟ غايتش آنكه مخالفت ميانهء ايشان و ساير فرق اسلام در تعيين امام باشد . و آيا بر پادشاه وقت حفظ و حراست اينچنين جماعت و مهادنهء « 3 » ايشان جايز است يا نى ؟ چون استفتا به علماى مذاهب اربعه رسيد ، همچنانكه شيوهء قديم ايشان است ، با يكديگر در مقام اختلاف درآمده بعضى چنين فتوى مىدادند كه چون مبحث امامت از فروع است ، مخالفت در آن با وجود اتّفاق در اصول محقون الدّم است . بعضى ديگر بهخلاف اين فتوى مىدادند و آن جماعت را واجب القتل مىدانستند . و بعضى در اين باب توقّف نموده به هيچ طرف حكم نمىكردند . آخر الأمر ، ابو الحسن علىّ بن عبد الرّحمن سمنجانى « 4 » ، كه از كبار علماى شافعيه بود ، در مجلسى كه علماى وقت حاضر بودند گفت كه : قتل آن جماعت واجب است و جايز نيست كه ايشان را در مكانى تمكين كنند ، و تلفظ به شهادتين ايشان جايز نيست ؛ چرا ، كه ايشان آنچه شارع بر ما حلال گردانيده حرام مىدانند و آنچه حرام كرده حلال مىدانند ، و هركه تحريم ما حلّل اللّه و تحليل ما حرّم اللّه نمايد خون او مباح است . و در اين مسئله چند روز ميانهء علم مناظرات و مباحثات واقع شده بر هيچ طرفى قرار نگرفت . در اين أثنا ، باطنيّه كس پيش سلطان محمّد فرستاده التماس آن نمودند كه : سلطان عنايت كرده جمعى از أعلام علماى خود را به اين قلعه فرستد تا ما با ايشان مناظره از روى
--> ( 1 ) . شاهدز با قلعهء جلالى از آثار سلطان جلال الدّين ملكشاه كه بر بالاى كوه آتشگاه اصفهان ساخته شده بود . ( 2 ) . سمات : علامتها ، نشانيها . - و . ( 3 ) . مهادنه : آشتى و صلح . - و . ( 4 ) . در زبدة التّواريخ ابو القاسم كاشى به صورت « السليمانى » ضبط شده است ، ولى در جامع التّواريخ رشيد الدّين فضل اللّه ( ص 121 ) مطابق متن آمده است .