قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2711
تاريخ الفي ( فارسى )
دارند بايد كس پيش ابو الهيجاء فرستاده ابن كسيرات را طلب دارند كه به مجرّد آمدن او ، اهالى موصل شهر را تسليم خواهند نمود . بنابراين ، امير چاولى كس پيش ابو الهيجاء فرستاده پيغام داد كه : پسران تو اسير شدهاند . اگر همانا ميل پسران داريد بايد كه ابو طالب موصلى را به اين جانب فرستيد تا اولاد تو را صحيح و سالم پيش تو فرستاده شود . ابو الهيجاء اين معنى را از جملهء نعم غيرمتوقعه دانسته فى الحال ابن كسيرات را گرفته روانهء اردوى امير چاولى گردانيد . امير چاولى نيز به مقتضاى وعده ، پسران او را خلعت داده پيش ابو الهيجاء فرستاد . چون ابن كسيرات به خدمت امير چاولى رسيد بهعرض رسانيد كه : امير خاطر خود را از ممرّ تسخير ولايت چكرمش جمع ساخته مطلقا در اين باب فكرى و انديشهاى به خود راه ندهد كه عنقريب است بىكلفت جدال و قتال ، تمامى ولايات و جزاير امير چكرمش به تصرّف ايشان خواهد درآمد . چون چاولى اين كلمات را از ابن كسيرات استماع نمود ، او را به انواع الطاف عنايات سرافراز ساخته به وعدهء مناصب ارجمند اميدوار گردانيد . و قاضى موصل ، ابو القاسم بن ودعان ، كه ميانهء او و ابن كسيرات عداوت قديمى بود ، چون بر اين حال اطلاع يافت خفيه كس پيش امير چاولىسقاوو فرستاده پيغام داد كه : اگر موصل را مىخواهى ، بايد كه ابن كسيرات را به قتل رسانى . و چاولى فى الحال به سخن قاضى سر ابن كسيرات را بريده جهت قاضى فرستاد . قاضى چون سر او را ديد ، بسيار خوشحال گرديد و اموال و اسباب او را متصرّف شد . و تركمانان موصل چون اين حال را مشاهده نمودند از اعراض آنكه قاضى بىمشاركت ايشان تمامى اموال و اسباب ابن كسيرات را بلع نموده بر سر قاضى رفتند و او را نيز به ابن كسيرات رسانيدند و اسباب و اموال هر دو را ميانهء خود قسمت نمودند . و در اين أثنا ، خبر رسيد كه اينك قلج ارسلان با لشكرى انبوه متوجّه موصل شده در ظاهر نصيبين فرود آمده . چاولىسقاوو از استماع اين خبر وحشتاثر ، مضطرب گشته از ظاهر شهر موصل كوچ كرده به جانب سنجار رفت . هم در اين وقت ، برسقى ، شحنهء بغداد ، به طمع موصل از روى استعجال خود را به حوالى موصل رسانيده در جانب شرقى آن شهر نزول نمود . اهالى شهر موصل او را معدوم انگاشته مطلقا به او التفات نكردند . و از احوال او نپرسيدند ؛ چه ، يقين مىدانستند كه هيچ كدام ايشان را طاقت مقاومت قلج ارسلان نيست . بنابراين ، در آخر همان روز ،