قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2686
تاريخ الفي ( فارسى )
در مقام مصالحه درآمده كس پيش ملك رضوان فرستادند و التماس مصالحه نمودند . ملك رضوان مىخواست كه به موجب التماس ايشان صلح كند و بازگردد كه اسپهبد صباوه ، كه بعد از قتل امير أياز از سلطان محمّد گريخته پيش ملك رضوان رفته بود ، او را از صلح مانع آمد . چون تنكرى افرنجى از مصالحه مأيوس شد ، بالضّروره در مقام تسويهء صفوف درآمده از جانبين دليران رزمجوى به قصد يكديگر بيرون آمده در ميدان رزم به جولان درآمدند و تنكرى فرنگى با سپاه خود چنين قرار داده بود كه : به مجرّد حملهء لشكر اسلام ، بايد شما روى به گريز نهاده از پيش بيرون رويد و اردوى خود را از خيمه و خرگاه همچنان بگذاريد تا آنكه سپاه مسلمانان به نهب و غارت آن مشغول شده از انتظام خود بيفتند . در آن وقت ، به هيئت مجموعى بازگشته بر ايشان حمله بايد آورد . بعد از تسويهء صفوف ، چون سپاه ملك رضوان بر فرنگيان حمله آوردند فرنگيان به مقتضاى قرارداد سرهنگ خود مدافعه ننموده روى به گريز نهادند . سپاه اسلام به گمان آنكه ايشان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهادند ، تعاقب ايشان نمودند . و چون فرنگيان به اردوى خود رسيده مطلقا ملتفت اموال و اسباب خود نشده همچنان به هيئت مجموعى مىرفتند ، عامهء سپاه اسلام روى به خيمهگاه ايشان نهاده دست به نهب و غارت برآوردند و جمعى قليل ، پارهاى راه پى ايشان رفته بازگشتند . ايشان نيز روى به خيمهگاه فرنگ نهاده از هم جدا شدند كه در اين وقت ، فرنگيان به هيئت مجموعى خود بازگشته بر سپاه اسلام ، كه مانند بنات النعش هر يكى به جانبى رفته بودند ، حمله آورده شروع در قتل و كشتن ايشان نمودند . بنابراين ، سپاه اسلام هزيمت يافته روى به گريز نهادند و اكثر ايشان هلاك شدند ، مگر اندكى از بزرگان ايشان كه خود به تاراج نرفته بودند ، به هزار حيله ، خود را از آن مهلكه بيرون انداخته جان به سلامت بردند . از جملهء آن جماعت اسپهبد صباوه بود كه از معركه گريخته به دمشق رفته در سلك اصحاب طغدكين منتظم گشت . و از جمله وقايع اين سال ، محاربهء فرنگيان با مصريان بود . تفصيل اين مجمل آنكه در وقايع سال سابق مذكور شد كه امير أفضل ، كه امير الجيوش خليفهء مصر بود ، پسر خود شرف المعالى را به جنگ فرنگ فرستاده بود و شرف المعالى بعد از آنكه رمله را از دست فرنگيان انتزاع نموده در حوزهء تصرّف خود آورده بود ، ميانهء مصريان و اعراب آن بلاد مخالفت و نزاع پيدا شد و هر طايفه آن فتح را نسبت به خود مىدادند . در اين اثنا ، باز فرنگيان جمعيت نموده به عزم محاربهء ايشان متوجّه آن صوب گشتند و ايشان بنابر مخالفت و منازعتى كه در ميان خود پيدا كرده بودند ، هر طايفهاى دست از محاربهء آن جماعت بازداشته دفع ايشان را به آن ديگرى حواله مىنمودند و مىگفتند كه : اگر فتح رمله