قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2677
تاريخ الفي ( فارسى )
مىرسيد كه : چكرمش قدم از دايرهء اطاعت سلطان محمّد بيرون نهاده دم از موالات سلطان بركيارق مىزند و اگر سلطان محمّد عمّال خود را به آن ولايت فرستد چكرمش تمكين ايشان نمىكند . سلطان محمّد از استماع اين خبر ، به عزم تسخير مدينهء موصل و اخراج چكرمش از آن ولايت از مراغه به جانب اربيل رفت . چون چكرمش خبر وصل سلطان محمّد به اربيل شنيد ، دانست كه به قصد او مىآيد . بنابراين ، در مقام استعداد حرب شده فرمود كه از تمامى ولايات جزيره غلّهها را به شهر درآرند ؛ چنانچه در اندكروز آن مقدار غلّه از ولايات به شهر آوردند كه تخمينا سپاه چكرمش و رعاياى بلده را ده سال كفايت مىكرد و در عمارت سور بلده و محافظت برج و بارو داد مبالغه داده هرجا كه شكستى بود تعمير نموده هر موضعى را به يكى از معتمدان خود سپرد « 1 » . و چون اهالى آن بلده به واسطهء كمال عدالت چكرمش را مىخواستند و او را بسيار دوست مىداشتند ، در اين وقت در استظهار و إعانت او از جان و مال دريغ نمىكردند . القصّه ، چون سلطان محمّد به آن حدود رسيد ، دانست كه چكرمش در مقام مخالف است صلحنامهاى به مهر سلطان بركيارق و ساير اعيان و امرا پيش چكرمش فرستاده پيغام داد كه : به مقتضاى اين مصالحه ، اين بلاد به ما تعلّق گرفته . اگر همانا تو در مقام اطاعت و انقياد ما درآيى و از جملهء هواخواهان ما باشى ، اين إقطاعات را با اضافهء ولايت به تو ارزانى مىداريم . و اگر همانا ميل ما ندارى ، ولايت را به ما تسليم نما و خود پيش سلطان بركيارق رفته به معاوضهء اين ولايت ولايت ديگر بستان . چكرمش در جواب اين پيغام چنين گفت كه : من حكم سلطان بركيارق را قبول دارم و اين را نيز مىدانم كه در آن صلحنامه مهر سلطان بركيارق هست ، امّا بعد از مصالحه ، سلطان حكمى به من نوشته كه زنهار ! هزار زنهار ! كه ولايت جزيره را بىحكم مجدّد به كسى ندهى . بنابراين ، من بر محافظت اين شهر اقدام نمودم . چون سلطان محمّد را متيقّن شد كه چكرمش مطلقا ملايم نخواهد شد ، شروع در محاصرهء شهر نموده هر روز از درون قلعه جماعتى و از اردوى سلطان محمّد طايفهاى بيرون آمده جنگ مىكردند و هر روز جماعتى از طرفين كشته مىشدند . تا آنكه مدّت محاصره امتداد يافت . امّا سعر شهر مطلقا تغيير نيافته بلكه غلّه و ساير ما يحتاج ايشان از علف و روغن به همان نرخى كه قبل از محاصره داشت معين و مقرّر بود . بنابراين ، سلطان محمّد هرچند سعى
--> ( 1 ) . روش « زمين سوخته » يكى ديگر از اقدامات نظامى چكرمش بود كه در مقابله با هجوم سلطان محمّد به كار برد بدينصورت كه پس از آنكه تمامى مردم را در درون باروهاى شهر گرد آورد ، روستاهاى اطراف را به كلى ويران كرد تا لشكر سلطان محمّد را از دستيابى به آذوقه محروم گرداند ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 10 ، ص 238 .