قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2673

تاريخ الفي ( فارسى )

غضب كرده حكم به قتلش فرمود . امّا امير بزغش درخواست عفو گناه او نموده قرار به آن داد كه او را از خراسان اخراج كرده به جانب غزنين فرستند . بعد از اين واقعه ، سلطان سنجر امير بزغش را حكم فرمود كه لشكرى عظيم فراهم آورده متوجّه استيصال اسماعيليه ، كه در طبس و نواحى آن جمعيت نموده بودند ، گردد . بنابراين ، امير بزغش با لشكرى آراسته متوجّه آن صوب گشت . چون به آن نواحى رسيد اكثر قلاع اسماعيليه را خراب كرده خلقى بسيار از آن طايفه را به قتل رسانيد . آخر الأمر ، اسماعيليهء آن حدود از روى تضرّع و زارى درآمده التماس مصالحه نمودند و امير بزغش التماس ايشان را قبول نمود ، امّا به شرط آنكه بعد از اين ايشان قلعه‌اى تازه بنا نكنند و سلاح نخرند و مردم را به مذهب خود دعوت ننمايند « 1 » . چون امر مصالحه قرار يافت ، بندگان امير بزغش به قصد ملازمت سلطان سنجر مراجعت نمود . اتّفاقا ، در اثناى راه وفات يافت . هم در اين سال از مشاهير محدّثين ، كه در تصوّف يد طولايى داشت ، ابو بكر علىّ بن احمد بن زكرياى طوسى وفات يافت . در ماه رجب قاضى كوفه ابو الحسين احمد بن محمّد ثقفى ، كه از أعاظم تلامذه قاضى دامغانى بود ، فوت شد . مولد او در ماه ربيع الأوّل سنهء اثنين و عشرين و اربعمائه [ - 422 ] هجرى بود . بعد از فوت او پسرش ، ابو البركات بن ابو الحسين ، در منصب قضاى كوفه قائم‌مقام پدر گشت . و از مشاهير محدّثين ابو الحسين على اليسرى نيز در اين سال وفات يافت .

--> ( 1 ) . اكثر مورّخين معتقدند كه بزرگترين دست‌آورد سنجر در جنگ باطنيّه دست يافتن وى به توافقى بود با باطنيّان داير بر آنكه آنها داوطلبانه فعاليتهاى خود را محدود سازند ؛ - هاجسن ، فرقهء اسماعيليه ، ترجمهء فريدون بدره‌اى ، ص 159 ، 182 - 183 .