قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2661
تاريخ الفي ( فارسى )
الَّذِينَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَ تَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَ « 1 » . تلاوت نمود . و حاصل كريمه اين است كه : شما ساكن گشتهايد در سراى كسانى كه بر نفسهاى خود ظلم كرده بودند و حال آنكه بر شما ظاهر و هويدا شده كه عاقبت كار ايشان به چه انجاميد و ما چگونه سزاى افعال ايشان داديم و چگونه براى شما بيان امثال گذشتگان مىكنيم . القصّه ، بعد از اين مجلس وعظ ، به اندكروز بندگان سديد الملك معزول شد و انواع اهانت و ايذا به او رسيد . و از جمله وقايع اين سال ، آنكه در ماه شعبان ملك دقاق بن تتش مدينهء رحبه را به حيطهء تصرّف خود درآورد . در زمان سلطان الپارسلان والى آن شهر يكى از مماليك او ، كه او را [ 318 الف ] « قايمز » گفتند ، بود و بعد از قتل امير كربوقا ، ملك دقاق به اتّفاق طغد اتابك خود به عزم تسخير آن بلده رفته بودند ، امّا چون از دست قايمز نتوانستند گرفت مأيوس بازگشتند تا آنكه قايمز در اين سال فوت شد و حسننام غلام ترك مدينهء رحبه را به تصرّف خود آورده با اهالى آن شهر از اكابر و اعيان ، كه از ايشان دغدغهء خاطر داشت ، در مقام خصومت و آزار شده جماعتى از اعيان آن شهر را قتل كرد و جماعتى را در حبس نگاهداشت و اكثر اغنياى آن شهر را مصادره نموده زر بسيار گرفت . چون اين احوال به سمع ملك دقاق رسيد با لشكرى آراسته به عزم تسخير آن بلده متوجّه آن صوب گشت . چون به حوالى آن شهر رسيد ، اكثر عامّهء آن شهر بيرون آمده به ملك دقاق پيوستند و شهر را به او تسليم نمودند . بندگان حسن به قلعهء آن شهر پناه برده در مقام ممانعت و مدافعت درآمد . آخر الأمر ، ملك دقاق او را امان داده از قلعه بيرون آورد . چون حسن به مجلس دقاق درآمد ، ملك او را إقطاع بسيار از ولايت شام داده همراه خود به دمشق برد و مدينهء رحبه را به نوّاب و عمّال خود سپرده بازگشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير افضل امير الجيوش مصر يكى از مماليك خود را ، كه به « قواسى » اشتهار داشت و لقبش « سعد الدّوله » بود ، با لشكرى بسيار به جنگ فرنگ فرستاد كه ايشان را از بيت المقدّس و نواحى بلاد شام بيرون كند . از جانب فرنگ بغدوبن ، كه صاحب بيت المقدّس بود ، با لشكرى آراسته متوجّه دفع سعد الدّوله شد و در ما بين رمله و يافا « 2 » ، تلاقى فريقين دست داد و فرنگيان به هيئت مجموعى آنچنان حمله بر مسلمانان آوردند كه ايشان از طاقت مقاومت آن حمله ، عاجز آمده روى به هزيمت نهادند .
--> ( 1 ) . و ساكن شديد در مسكنهاى آن كسان كه به نفسهاى خود ستم كردند و براى شما آشكار گشت كه با ايشان چگونه عمل كرديم و براى شما مثلها زديم ؛ ( ابراهيم ، 45 ) . ( 2 ) . متن : نافا .