قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2652

تاريخ الفي ( فارسى )

واسطه ، اكثر متمرّدان كه به تركمانان زبان داشتند مطيع و منقاد او شده تمامى بلاد او را به تصرّف او درآوردند ؛ لهذا حكما گفته‌اند كه هيچ خصلتى ، سلاطين را بهتر از وفا به عهد نيست . و از جمله وقايع اين سال ، كشته شدن قدر خان والى سمرقند است كه در حين غيبت سلطان سنجر بن ملكشاه قصد بلاد خراسان كرده به آن نواحى آمده بود . مفصّل اين مجمل آنكه چون در اين وقت سلطان سنجر به امداد برادر خود سلطان محمّد از خراسان به بغداد رفته بود و ميان اين دو برادر و سلطان بركيارق مكرّر محاربات و منازعات واقع شد و هنوز مهمّات برادران صورت نيافته بود كه در اين وقت امير كندعزى از قبل سلطان سنجر والى خراسان بود ، به واسطهء حسدى كه بر تقرّب و تسلّط امير نرغش « 1 » داشت ، كس پيش قدر خان صاحب سمرقند فرستاده پيغام داد كه : سلطان سنجر در بغداد است و هنوز ميانهء برادران مهمّات صورت نيافته ، اگر ميل خراسان دارند فرصتى بهتر از اين نخواهند يافت ، و من كه از قبل سلطان سنجر والى خراسانم مطلقا به شما مضايقه ندارم و هميشه مخلص و خواهان دولت شما بوده‌ام . القصّه ، چون اين نغمه به گوش قدر خان رسيد فى الحال صد هزار مسلمان و كافر جمع آورده متوجّه خراسان گشت . قبل از توجّه ، خبر بيمارى سلطان سنجر اشتهار يافت و اين معنى نيز باعث جدّ قدر خان گشت ؛ چه ، امير كندعزى مكرّر مىنوشت كه : سلطان سنجر معلوم نيست كه از اين بيمارى بهتر شود و اگر از بيمارى نيز شفا يابد آن مقدار بعد مسافت از خراسان دارد كه امداد او به خراسان نمىتواند رسيد . اتّفاقا ، در خلال اين حال كه خبر توجّه قدر خان به جانب خراسان اشتهار يافت ، حقّ سبحانه و تعالى ، سلطان سنجر را از آن مرض مهلك شفا داد و سلطان سنجر از روى سرعت و استعجال هرچه تمام‌تر به عزم دفع قدر خان متوجّه آن صوب گشت و از امرا كندعزى همراه او بود و أقارب و عشاير او از قبل او در خراسان به حفظ و حراست آن بلاد مشغول بودند . القصّه ، سلطان سنجر به اندك‌زمان از بغداد به بلخ رفت و از آن جانب قدر خان نيز به آن نواحى رسيد ؛ چنانچه مسافت ميانهء ايشان پنج روزه راه بود . در اين وقت امير كندعزى از اردوى سلطان سنجر گريخته پيش قدر خان رفت . سلطان سنجر از رفتن او بسيار متأثر گرديد ؛ چه ، از وى مطلقا اين توقّع نداشت ، مع هذا ملاحظهء آن مىكرد كه مجموع سپاه كارآمدنى سلطان سنجر به شش هزار مىرسيدند و قدر خان صد هزار سوار ترك همراه داشت ، اكنون از آن مىترسيد كه آن حرام‌نمك رفته قدر خان را دلير سازد . بنابراين ، چون قدر خان بر رفتن امير كندعزى دلير شده پيش آمد ، سلطان سنجر كس پيش او فرستاده او را از عهود و مواثيقى

--> ( 1 ) . ق : امير برغش .