قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2647
تاريخ الفي ( فارسى )
سنقرچه چون وصول موسى به موصل شنيد به استقبال او بيرون رفت . و چون به يكديگر رسيدند از اسب فرود آمده معانقه نمودند و بر فوت امير قوام الدّوله كربوقا اظهار رقّت كرده بسيار گريستند . بعد از آن ، در اثناى مكالمه و محاوره ، سنقرچه به موسى تركمان گفت كه امير قوام الدّوله جميع سپاه خود را به اطاعت من وصيّت فرموده و جاى خود را به من ارزانى داشته . موسى در جواب گفت كه : امثال ما را دعوى ولايت و حكومت كردن بىمعنى است ؛ چه ، در اين عرصه پادشاهى است كه مهمّات حكومت و ايالت ولايت تعلّق به رأى و رؤيت او دارد ، هركه را خواهد به ايالت هرجا كه خواهد سرافراز سازد . سنقرچه در جواب او سخنى چند درشت گفت و او در جواب او سخنان خشونتآميز گفت . آخر الأمر ، مهمّ آن دو به جايى رسيد كه سنقرچه شمشير كشيد و آنچنان بر سر موسى تركمان زد كه مجروح گشت و موسى با وجود جراحت سنقرچه را گرفته بر زمين انداخت . پسر منصور بن مروان ، صاحب ديار بكر ، كه [ 316 الف ] همراه موسى بود چون اين حالت را مشاهده نمود ، فى الحال كارد بيرون آورده سر سنقرچه را از بدنش جدا ساخت و موسى از روى استقلال به شهر موصل درآمده اصحاب سنقرچه را رعايت نموده با خود متّفق ساخته حكومت ولايت موصل بر موسى قرار گرفت . و چون اين خبر ، به شمس الدّوله چكرمش ، صاحب ولايت جزيره ، رسيد ، به عزم تسخير ولايت موصل و انتزاع از دست موسى تركمان لشكرها جمع آورده متوجّه نصيبين شد . نصيبين را به مجرّد رسيدن در حوزه تصرّف درآورده روى به موصل نهاد . موسى تركمان چون خبر از توجّه چكرمش يافت او نيز لشكرها جمع آورده به عزم حرب امير چكرمش از موصل بيرون رفت . چون تلاقى فريقين روى نمود جميع سپاه موسى تركمان از وى مفارقت كرده پيش چكرمش رفتند و موسى از روى اضطرار با جمعى از غلامان خاصّهء خود روى به موصل نهاد و به شهر درآمده به ضبط و استحكام برج و بارو مشغول گشت و چكرمش او را تعاقب نموده شهر موصل را محاصره كرد . مدّتى مديد با يكديگر محاربات و منازعات مىكردند . آخر الأمر ، موسى از مقاومت او عاجز آمد ، كس پيش امير سقمان بن ارتق ، كه در آن زمان والى ولايت ديار بكر بود ، فرستاده حصنكيف را به او قبول نمود و مبلغ ده هزار دينار نقد نيز جهت خرج سپاه او فرستاده از وى امداد خواست . امير سقمان التماس او را قبول نموده با لشكرى انبوه متوجّه دفع چكرمش گشت . چون چكرمش بر حقيقت حال اطلاع يافت ، پيش از آمدن امير سقمان از حوالى موصل كوچ كرده به جانب ولايت خود مراجعت فرمود . چون امير سقمان به نواحى موصل رسيد ،