قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2621

تاريخ الفي ( فارسى )

قيام نمودند . و ابن صليجه چون طاقت مقاومت ايشان نداشت ، شروع در حيل و تدبيرات نموده آواز انداخت كه : اينك سلطان بركيارق متوجّه بلاد شام است ؛ و فرنگيان چون مكرّر از سلاطين سلجوقيّه هزيمت يافته بودند ، به مجرّد استماع اين خبر ، از سر محاصرهء آن قلعه برخواسته متوجّه ولايت خود گشتند . و در اثناى راه ، معلوم شد كه آوازهء آمدن بركيارق به جانب ولايت شام دروغ محض بود ، بنابراين ، باز از نيمه‌راه مراجعت نموده به محاصره پرداختند . در اين نوبت ، باز ابو محمّد آوازه انداخت كه اينك خليفهء مصر لشكرهاى پياپى به امداد من بيرون كرده امروز يا فردا سپاه بيشتر از مور و ملخ به اين حدود مىرسند و دمار از روزگار كفّار نگونسار غدّار نابكار برمىآرند . اين نوبت ، فرنگيان به مجرّد شنيدن اين آواز ترك محاصره كرده در صدد تدبير درآمدند . آخر الأمر ، با يكى از مستحفظان قلعه متّفق شدند و او را به زر بسيار فريب داده سيصد مرد كارى از فرنگ از آن برجى ، كه حارس او با فرنگيان اتّحاد مىورزيدند ، به اندرون قلعه درآمدند . و چون فرنگ يك‌يك به درون قلعه آمدند ابو محمّد سر راه بر ايشان گفته هر يكى را كه سر برمىآورد به صحراى عدمش مىفرستاد تا آنكه تمامى آن نفرات را به قتل رسانيد و على الصّباح سرهاى ايشان را بيرون انداخت . چون سپاه فرنگ بر اين حال اطلاع يافتند بسيار خوف و هراس بر ايشان غالب شد . بنابراين ، در مقام احتياط شده به‌اتّفاق قرار به آن دادند كه در برابر اين قلعه برجى از چوب ساخته كه مشرف بر اندوه قلعه باشد و بعد از اتمام آن برج ، ابو محمّد نيز در مقام حيله و تدبير شده جماعتى از نقّابان را حكم فرمود كه در چند موضع سواران بلده را از اندرون نقب زنند . روز ديگر كه اين نقبها مهيّا شده بودند ، بندگان ابو محمّد با جماعتى معدود از دروازهء شهر بيرون آمده متوجّه حرب فرنگ شدند . فرنگيان چون جماعتى معدود را مشاهده نمودند ، دليرانه جمعى انبوه پيش آمدند و بر ايشان حمله برآوردند . ابو محمّد بنابر مواضعه كه با سپاه خود نموده بود ، فى الحال روى به گريز نهاده متوجّه درون قلعه گشت و فرنگيان ايشان را تعاقب نمودند ، و چون از سر نقبها گذشته نزديك به ديوار قلعه رسيدند آن جماعتى كه ابو محمّد ايشان را در سر نقبها گذاشته بود شمشيرها كشيده روى به فرنگيان نهاده آن جماعت را به قتل رسانيدند و امير ايشان ، كه به « كند اصطبل » اشتهار داشت ، اسير و دستگير سپاه ابو محمّد ابن صليجه گشت . چون او را پيش ابو محمّد آوردند مال فراوان داده خود را خلاص گردانيد . چون ابو محمّد را محقّق و مشخّص شد كه فرنگيان از سر اين قلعه نخواهند گذشت و امداد و اعانت او از هيچ جانب متصوّر نيست ، بالضّروره كس پيش اتابك طغرل تگين فرستاده التماس نمود كه يكى از امراى خود را به آنجا فرستد تا سرحدّ ولايت جبله را به او سپارد .