قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2603

تاريخ الفي ( فارسى )

بعد از چهل روز ، به عزم تسخير قلعهء غرفه « 1 » روى به آن صوب نهاده مدّت چهار ماه به محاصرهء آن اشتغال داشتند . اهالى آن بلده در اين مدّت جنگهاى مردانه مىكردند و خلقى بسيار از فرنگ در پاى آن حصار هلاك شدند ، و ايشان در چند جا نقبها زده به اندرون درمىآمدند ، امّا اكثرى در همان نقبها كشته مىشدند . آخر الأمر ، چون فرنگيان از تسخير غرفه مأيوس شدند و اهالى آن بلده نيز از قحط بسيار ، به تنگ آمده بودند امير منقذ ، صاحب بلدهء شيزر « 2 » ، در ميان افتاده مهمّ ايشان را به مصالحه گذرانيد و فرنگيان از آنجا برخاسته متوجّه بلدهء حمص گشتند . در حمص ، جناح الدّوله صاحب آن بلده چون طاقت ايشان نداشت و امداد از اهل اسلام متصوّر نبود ، بالضّروره در مقام ملايمت و فروتنى درآمده با ايشان مصالحه نمود و امراى فرنگ از سر محاصرهء حمص برخاسته از راه نواقير متوجّه تسخير بلدهء عكا شدند . امّا چون در آنجا كارى از پيش نرفت خائب و خاسر به جانب بيت المقدّس رفتند . و احوال آن بلده در وقايع سال آينده مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال اسير شدن دولتشاه سلجوقى بر دست طايفه‌اى از سپاه سنجر بن ملكشاه است . مفصّل اين مجمل آنكه دولتشاه از ابناى ملوك سلجوقيّه بود و بعد از فوت يبغو برادر طغرل بيگ سپاه يبغو ، دولتشاه را به امارت خود برداشته از طخارستان بيرون رفته ولايت الح و كميح را به تصرّف خود آورده در آنجا مىبودند ، و در اين مدّت از سلاطين سلجوقيّه كس متعرّض ايشان نمىشد تا آنكه در اين سال سنجر بن ملكشاه ، كه از قبل برادر خود سلطان بركيارق حاكم خراسان بود ، لشكرى بر سر دولتشاه فرستاد . اوايل ماه رجب ، افواج سنجرى به آن ولايت رسيده و دولتشاه با وجود آنكه مىدانست طاقت مقاومت ايشان ندارد ، با سپاه قليل متوجّه حرب آن طايفه شد . [ 310 الف ] در ابتداى حرب بندگان دولتشاه اسير و دستگير شدند . چون ايشان را پيش سلطان سنجر آوردند از سر قتل او درگذشته اشاره به حبس او فرمود . بعد از چند روز دولتشاه از دست سنجر مكحول گشت . و هم در اين سال ، افواج سنجرى مدينهء ترمد را فتح نموده به امير طغرل تكين سپردند . و هم در اين سال ، صاحب افريقيهء مغرب تميم بن معزّ بن باديس را فتوحات عظيم روى نمود ؛ چه ، جزيرهء جريه و جزيرهء فرقنه ، كه از اعاظم جزاير بلاد مغرب است ، در اين سال به تصرّف او درآمد و مدينهء يونس را در اين سال داخل ولايت خود گردانيده عمّال و نوّاب سابق را اخراج نمود .

--> ( 1 ) . ق : عرفه . ( 2 ) . متن : شيراو .