قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2561
تاريخ الفي ( فارسى )
اعراب ايشان را احاطه نموده جمعى كثير را به قتل رسانيدند و باقى اهل قافله مبلغى عظيم از زر به ايشان داده خلاص شدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه أبو الخير اردشير بن منصور مروزى عبادى ، كه از جمله عبّاد و زهّاد و وعّاظ زمانه بود ، به بغداد آمد و وعظ و نصيحت خلق و منع ايشان از مناهى ، پيش نظر همّت خود ساخته هرروز جمعه در مسجد جامع به مراسم وعظ قيام مىنمود . وعظ او آنچنان به كيفيّت و حال بود كه مثل امام محمّد غزالى از علما و همچنين از علماى صوفيهء كبار و مشايخ آن زمانه ، بسيار در پاى وعظ او حاضر مىشدند و از سخنان دلپذير و پرتأثير او بهرهور مىگشتند . در معركهء اردشير ، آن مقدار خلايق از مرد و زن حاضر مىشدند كه محاسب وهم از احصا و شمردن به عجز معترف بود . آخر الأمر ، چون فقها ، فتواى اخراج او از شهر دادند ، او را از شهر بغداد بيرون كردند . و منشأ فتوى فقها به اخراج او آن بود كه اردشير بيع قراضهء صحيح را حرام مىدانست و مىگفت : اين بيع از جمله افراد رباست . و هم در اين سال ، در بغداد ميانهء جميع طوايف و اصناف آن بلده آنچنان فتنهاى پيدا شد كه هر يكى در مقام قتل و كشش يكديگر درآمده كار به جايى رسانيدند كه تردّد خلايق به آن منقطع شد ؛ سيّما اين فتنه ميانهء اهل محلّهء كرخ و باب الأرخ ، كه به باب « اهل بصره » اشتهار داشت ، وجود پيدا كرد ؛ چه ، هميشه ميانهء اهل اين دو محلّه به واسطهء تعصّب مذهب مخاصمه و محاربه قائم بود ، و امسال اين مخاصمت عام بر وى نيز افزود . القصّه ، چون مهمّ به آنجا رسيد كه خلايق را به واسطهء عدم تردّد با يكديگر ، اسباب معيشت مختل گشت و هر يكى در تحصيل ضروريات خود متحيّر و سرگردان مىبودند ، عميد الأغرابى المحاسن دهستانى در صدد اصلاح درآمده به سعى و اهتمام بسيار ، نايرهء آن فساد عام را آنچنان منطفى ساخت كه فحول عقلا در اين باب انگشت تحيّر به دندان تعجّب گرفته بر وى آفرين كردند ؛ چه ، نزد جمهور حكما ، مقرّر و معيّن است كه همچنانكه در طبّ جسمانى صحّت بعضى از امراض بدنى را محال مىدانند ؛ مثل تب دق در مرتبهء راخير ، همچنين اطبّاى روحانى نيز ازالهء بعضى امراض روحانى را مثل جهل مركّب ، كه اكثر مدعيان رياست به آن متّصف مىباشند ، از جمله ممتنعات مىدانند . پس هر حكيمى كه ازالهء آن جهل از جماعتى كه ادّعاى حكومت و رياست ايشان را بر مجادله و مخاصمه يكديگر داشته انتظام خلايق را به فساد آن رسانيده تواند نمود و آن فساد عام را به اصلاح تواند آورد ، سزاوار آفرين تام نيز تواند نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه شعبان سيف الدّولة بن صدقه به قصد ملازمت ركن الدّوله بركيارق عازم اردوى سلطان شد و در نصيبين به ملازمت سلطان بركيارق مشرّف