قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2508

تاريخ الفي ( فارسى )

آنجا روشن ساخته به روى دجله جارى گردانيدند و از اصناف اهل طرب ، ذكورا و اناثا ، در آن كشتيها به نغمات دلگشاى زنگ حزن و ملال از خواطر سكّان آن بلده مىزدودند . القصّه ، سلطان ملكشاه آن شب آنچنان بزم پادشاهانه آراسته بود كه هيچ فردى از افراد آن بلده نبود كه به حظّى وافر نرسيده باشد . على الصّباح حكم شد كه بليا منجّم را ، كه از بحرين فرستاده بودند ، كلاه مسخركان بر سر نهند و بر شتر سوار كرده در تمامى شهر بغداد بگردانند و بعد از آن به دارش كشند . و در همين سال ، سلطان ملكشاه حكم فرمود كه جامع بغداد را ، كه در بيرون سور مدينه بود ، تغيير نمايند . و از جمله وقايع اين سال آنكه صاحب بلاد مغرب امير المسلمين يوسف بن ناشفين ، معتمد بن عباد را ، كه صاحب بلاد اندلس بود و از سلاطين آن ديار در كرم و سخاوت امتياز تمام داشت ، گرفته در اغمات « 1 » در بند كرد و تمامى بلاد اندلس را در حوزهء تصرّف خود درآورد . آخر الأمر ، معتمد بن عباد در همان بند وفات يافت ؛ چنانچه عن‌قريب در وقايع آن سال تفصيل آن مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و هم در اين سال ، فرنگ مدينهء صقليّه « 2 » را از دست اهل اسلام انتزاع نمودند « 3 » . و هم در اين سال ، پادشاه فرنگ فوت شد و پسرش قائم‌مقام او گشت و با مسلمانان آنچنان سلوك هموار مىكرد كه مسلمانان خيال مىكردند كه او از طايفهء اهل اسلام است . و در اين سال ، وزير ابو شجاع به واسطهء سعايت سعد الدّوله گوهرآيين و ابو سعيد بن سمجاء يهودى ، كه از قبل سلطان ملكشاه و خواجه نظام الملك در بغداد جميع مهمّات ملكى و مالى را فيصل مىداد و وكالت آن نواحى به رأى و رؤيت او متعلّق بود ، از وزارت خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، معزول گشت . و از جمله امورى كه در سعايت او نقل كرده‌اند يكى آن بود كه مىگفتند كه وقتى كه به بغداد خبر رسيد كه سلطان ملكشاه فتح سمرقند كرد ، أبو شجاع گفته بود كه اين خبر از جملهء آن چيزها [ ست ] كه بشارت به آن توان داد نيست ؛ چه ، اگر فتح بلاد روم مىكردند در ديار كفر ، آثار اسلام به ظهور مىرسانيدند و لياقت بشارت در بلاد اسلام مىداشت ، امّا آنكه به بلاد اسلام روند و زن و فرزندان ايشان را اسير كنند و به اين افعال در بلاد اسلام خوشحالى نمايند ، از شيوهء اهل اسلام دور است . القصّه ، چون أبو شجاع از وزارت معزول گشت ، روز جمعه پياده از خانهء خود متوجّه

--> ( 1 ) . ق : نام محلى كه معتمد محبوس شد نياورده است . اغمات از بلاد نزديك مراكش است . ( 2 ) . ش : صعلبه . ( 3 ) . ابن أثير ماجراى انتزاع صقليّه از بلاد مسلمين را ضمن وقايع سال چهار صد و هشتاد و چهار آورده است .