قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2496
تاريخ الفي ( فارسى )
را ملاحظه نمايد ، داند كه با اينچنين پادشاهى غير از اطاعت و انقياد چاره نيست . و هم از اين جهت است كه خواجه نظام الملك در اين يورش اجرت ملّاحان جيحون را بر خراج أنطاكيّه شام نوشت . ملّاحان چون بروات « 1 » خود را ديدند به درگاه فلك اشتباه سلطان ملكشاه فرياد استغاثه نمودند . سلطان از وزير پرسيد : حكمت در اين چيست كه اجرت اين جماعت كه در جيحون خدمت مىكنند به انطاكيّهء شام مىنويسيد ؟ وزير گفت : تا بعد از ما به سالهاى دراز از فسحت ملك سلطان بازگويند . سلطان را اين معنى بغايت پسنديده آمد و خواجه را بسيار استحسان فرمود . بعد از خواجه فرمود كه بروات ملّاحان را به زر نقد خريدند . و چون سلطان از آب جيحون عبور نمود بخارا و حوالى آن بلده را به حوزهء تصرّف خود درآورده ضبط آن را به عمّال خود حكم فرمود . همچنين تا به سمرقند به هر قصبه و شهرى كه مىرسيدند وكلاى احمد خان را بيرون مىكردند و عمّال خود را نصب مىفرمودند . و چون به سمرقند رسيدند ، احمد خان برج و باروى شهر را مضبوط ساخته درصدد ممانعت و مدافعت درآمد و مدّتى مديد به مدافعه و محاربه قيام نمودند . آخر الأمر ، به واسطهء اهمال و تغافل يكى از امراى احمد خان ، كه برج عيان به او سپرده بودند ، لشكر سلطان ملكشاه به اندرون شهر درآمدند . و سبب اهمال آن امير ، كه برج عيان حوالهء او شده بود ، آن بود كه پسر او را در بخارا سلطان ملكشاه دستگير كرده همراه آورده بود . و چون در اين وقت سلطان ديد كه از اهالى سمرقند ، جماعتى كه به احمد خان يكدل و يكجهتاند ، در حفظ و حراست قلعه سعى و اهتمام دارند ، خصوصا اين مرد علوى كه از مخصوصان احمد خان است و برج عيان به حراست او بازگذاشتهاند ، فرمود كه به آن مرد پيغام كنند كه : اينك پسر تو كه در بخارا بود در دست ماست . اگر همانا ميل به زندگانى پسر دارى از سر محافظت اين برج درگذر ، و إلّا پسرت همين ساعت كشته مىشود . بعد از گرفتن قلعه ، تو را نيز به سياست هرچه تمامتر به قتل خواهيم رسانيد . و چون آن مرد علوى ، اين حكايات را شنيد در جواب گفت : اگر سلطان مرا و پسر مرا امان دهد كه بعد از گرفتن قلعه به ما و متعلّقان ما متعرّض نشود ، ما دست از محافظت اين برج بازمىداريم و مىگذاريم كه سپاه سلطان از اين راه به بالا درآيند . سلطان ملتمس او را مبذول داشت . و چون او را از بأس سلطان ، اطمينان حاصل شد دست
--> ( 1 ) . بروات : جمع برات : حوالهها ، نوشتههايى كه با آن وجهى و مبلغى دهند . - و .