قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2490

تاريخ الفي ( فارسى )

فراغت نان خوردن نداشتمى ، مادرم نان را لقمه مىكرد و در دهان من مىنهاد و من به كتابت خود مشغول بودم . و هم از وى منقول است كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، مرا حفظى داده بود كه هرچه بر قلم من بگذشتى مرا حفظ شدى . و هم وى گفته ، كه : من سيصد هزار حديث ياد دارم با هزار هزار اسناد . و هم وى مىفرمود كه : من آنچه رنج كشيده‌ام در طلب حديث حضرت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، هرگز كسى نكشيد . يك منزل از نيشابور تا دزياد كه باران تند مىآمد و من به صورت راكع گرفتمى و جزوه‌هاى حديث بر شكم بازنهاده بودم تا تر نشود . و هم از وى منقول است كه مىگفت : من از سيصد تن حديث نوشته‌ام كه همه مبتنى بودند كه مبتدع و نه صاحب رأى . و هم از وى منقول است كه مىگفت : به روزگار من هيچ‌كس آن نكرده كه من . اگر دست بر اندام خود نهادمى و گفتندى كه از چيست ؟ آن را حديث يادداشتمى . و منقول است كه به شاگردان خود مىگفت كه : ديدار مشايخ را مغتنم بايد دانست كه ديدار ايشان اگر از دست شود تدارك آن نتوان نمود ؛ به‌خلاف زيارت عرفات كه اگر فوت شود ، تدارك آن ممكن است . و هم منقول است كه به تلاميذ خود مىگفت كه : از هر پيرى سخنى بايد ياد گيريد ، و اگر نتوانيد نام ايشان ياد داريد كه به آن بهره بريد « 1 » . و چون اكثر مقالات او ميانهء خلايق مشهور و معروف است ، نوشتن آن در اين مقام مناسب نمىنمايد ؛ چه ، نوشتن امثال آن مقالات نه از وظايف تاريخ است « 2 » .

--> ( 1 ) . خود شيخ عبد اللّه در تصوّف شاگرد شيخ أبو الحسن خرقانى بود ، و علاوه بر او از مشاهير متصوّفهء عهد خود مانند شيخ أبو سعيد أبو الخير نيز فايده‌ها برگرفت . ( 2 ) . مهمّترين رسايل منثور او كه به نثر مسجّع نوشته ، عبارتند از : مناجات‌نامه ، نصايح ، زاد العارفين ، كنز السّالكين ، قلندرنامه ، محبّت‌نامه ، هفت‌حصار ، رسالهء دل و جان ، رسالهء واردات ، و الهىنامه .