قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2483
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و هفتادم از رحلت خير البشر در ماه صفر اين سال ، دختر سلطان را كه قبل از اين در حبالهء نكاح المقتدى بامر اللّه درآمده بود با جهازى كه به صد و سى قطار شتر كه جلهاى همه از ديباى رومى و اطلس فرنگى بود بار كرده بودند و هفتاد و چهار شتر با جرسها و قلّادههاى زرّين كه بر شش [ نفر ] از آنها دوازده صندوق نقره مملوّ از جواهر و حلىّ و حلل بود ، و سى و سه جنيبت « 1 » با زينهاى مرصّع و انواع جواهر نفيسه به دار الخلافه نقل كردند . در روضة الصّفا مسطور است كه خواجه نظام الملك و گوهرآيين و امير برسق « 2 » و ساير امرا با اين تجمّلات ، كه از مبدأ ظهور اسلام تا آن غايت به نظر هيچ بيننده نيامده بود ، به ظاهر بغداد رسيدند . خواص و عوام به استقبال ايشان شتافتند و خليفه وزير خود ابو شجاع [ ظهير الدين محمّد بن الحسين الهمدانى ] را با سيصد جنيبتكش و سيصد مشعل به خدمت تركان « 3 » خاتون مادر دختر فرستاد . در آن شب ، در بغداد بر هر دكّانى دو شمع افروخته بودند . چون وزير به محفّهء تركان خاتون رسيد گفت : سيّدنا و مولانا مىگويد كه : به مقتضاى كريمهء إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها « 4 » ، يعنى : حقّ ، سبحانه و تعالى ، مىفرمايد كه امانات را به اهل آن برسانيد . مصلحت آن است كه ملكه به حرم خلافت رود . تركان خاتون در جواب گفتند : سمعا و طاعة .
--> ( 1 ) . جنيبت : اسب يدك و باركش . - و . ( 2 ) . متن : امير ارتق . ابن أثير و ابن خلدون ، هردو ، ابن ارتق قيد كردهاند . ( 3 ) . اصل تلفظ اين واژه ، كه در زبان تركى به معنى خانم و ملكه است ، به صورت « تركن » است ، ولى در منابع غالبا « تركان » تلفظ مىشود . اين بانو شاهزاده خانم قراخانى بود كه در سال چهار صد و پنجاه و شش به نكاح سلطان ملكشاه درآمده بود . ( 4 ) . نساء ، 58 .