قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2476
تاريخ الفي ( فارسى )
و در اين سال ، خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، را پسرى شد كه نامش « حسين » و كنيتش « ابو عبد اللّه » مقرّر شد و به واسطهء ولادت آن پسر خليفه فرمود تا بغداد را چند روز آيين بستند . و هم در اين سال ، خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، مجدّدا حكم فرمود كه در جميع محلّات بغداد تفحّص نموده هرجا كه شرابى يا آلات ملاهى « 1 » يابند ظروف شراب با آلات مناهى را بشكنند و اهل معاصى را از شهر اخراج نمايند . بنابراين ، اكثر مردم از خوف اخراج صلاح و تقوى شعار خود ساخته مطلقا از ارتكاب معاصى و مناهى خود را بازداشتند . همچنين حكم فرمود كه اهل ذمّه ، كه عبارت از يهود و نصارىاند ، مطلقا شعائر خود را و آنچه در شرع خود ايشان حلال دانند ظاهر نسازند و در لباس نيز بايد به رنگى ممتاز باشند . و از مشاهير علما ، عبد الملك امام الحرمين ابو المعالى در اين سال وفات يافت . او در زمان خود مقتداى علماى عرب و عجم بود . وى را مصنّفات بسيار است كه در شافعيه ساير و داير است و آن اينهاست كه بتفصيل مذكور مىشود : نهايه در فقه ، اساليب در خلاقيات ؛ شامل در علم كلام ؛ برهان در اصول فقه ؛ مختصر تقريب ، تلخيص ، إرشاد ، تحفه ، غنيه ، غياث الأمم و مدارك العقول . و وى با وجود تبحّر در علوم اكثر اوقات خود را به عبادت الهيّه و اداى وظايف شرعيّه صرف نمودى و در اجراى احكام شرعيه از هيچ احدى ، حتّى از سلاطين روزگار ، ملاحظه نفرمودى ؛ چنانچه در اكثر تواريخ معتبره مسطور است كه سلطان ملكشاه در بيست و نهم رمضان ، بلدهء نيشابور را مركز رايات نصرت آيات خود ساخته خاطر از انديشهء سفر و تردّد بازپرداخت . شامگاهى كه آفتاب عالمتاب ميل به خلوتخانهء تحت الأرض نمود ، جمعى از مقرّبان كه از ماه رمضان و روزه داشتن به تنگ آمده بودند و از غايت شوق عيد و غلبهء خيال رؤيت هلال ، هر قطعه ابر در نظر ايشان صورت هلال نمودار شده بود ، بىمقدّمات شرعيّه و شرايط دينيّه به عرض سلطان ملكشاه رسانيدند كه هلال عيد ديده شد و سلطان را بنابر حرص عيد بر آن داشتند كه امر فرمايد كه منادى ندا كند كه فردا عيد است . چون آواز منادى به سمع امام الحرمين ، كه در آن زمان مسند فتوى و اجتهاد متعلّق به او مىبود ، رسيد در حال منادى را فرمود كه ندا كند كه فردا رمضان است و هركسى كه به فتواى من عمل مىكند فردا را روزه دارد . چون مقرّبان سلطان را از اين معنى خبر شد اين صورت را به اقبحوجهى به عرض رسانيدند كه [ 293 الف ] : ابو المعالى با پادشاه در مقام مخالفت است و چون عامّهء خلايق او را معتقدند ، هر
--> ( 1 ) . ملاهى : آلات لهو و لعب . - و .