قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2474
تاريخ الفي ( فارسى )
شعبان اين سال به دست اهل اسلام درآمد . سليمان بعد از فتح أنطاكيه ايلچى [ ى ] پيش سلطان ملكشاه فرستاده معروض داشت كه : به يمن همّت ذىنهمت سلطان بلدهء أنطاكيه ، كه از مشاهير بلاد شام است و مدّتى مديد بود كه در تصرّف روميّه بود ، در تصرّف بندهء دولتخواه درآمد . سلطان ملكشاه از شنيدن اين فتح ، بسيار خوشحال گشته و مردم به رسوم تهنيت و مباركبادى قيام نمودند و شعراى زمان در آن باب قصايدها گفتند كه در تواريخ غرب مسطور است « 1 » . در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه چون سليمان بن قتلمش فتح أنطاكيه نمود ، شرف الدّوله مسلم بن قريش را داعيه آن شد كه انطاكيه را از دست سليمان انتزاع نموده در حيطهء تصرّف خود آورد . بنابراين ، لشكرى كشيده متوجّه قتال سليمان گشت . و چون به نواحى آن بلده رسيد ، سليمان نيز با لشكرى آراسته مستعد قتال شرف الدّوله گشت . بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء حرب ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم سليمان وزيد و شرف الدّوله در معركه به قتل رسيد . و اين شرف الدّوله از خيار « 2 » ملوك زمان خود بود . بعد از وى ، برادرش ابراهيم بن قريش ، كه چندين سال بود كه شرف الدّوله او را در بند داشت ، بر تمامى ولايت برادرش استيلا يافت . و در اين سال ، در بيستم رجب در موضع سنجار « 3 » سلطان ملكشاه را حقّ ، سبحانه و تعالى ، پسرى ارزانى داشت كه مسمّى به سنجر گشت « 4 » . و در اين سال ، از مشاهير مشايخ صوفيّه ابو سعد احمد بن محمّد بن دوست النيشابورى ، كه در شهر نيشابور رباطى داشت كه به وسعت و بزرگى آن رباط در آن روزگار در خانقاه ديگرى نشان نمىدادند ، وفات يافت . در وقت رحلت پسر خود اسماعيل بن احمد را متولّى خانقاه و خليفهء خود گردانيد . و از اعيان علما ، ابن صبّاغ كه بعد از فوت شيخ ابو اسحاق شيرازى مدرس مدرسهء نظاميه بود ، فوت شد . وى را مصنّفات بسيار است ، از جمله كتاب الشامل فى الفقه و كتاب العمده فى اصول الفقه . و در تاريخ ابن خلّكان آورده كه ابن صبّاغ در زمان خود مشهور به « فقيه عراقين » بود . و اگرچه به صحبت ابو اسحاق شيرازى مباهات و مفاخرت مىنمود ، امّا خود به دقايق مذهب داناتر بود از شيخ ابو اسحاق .
--> ( 1 ) . از جملهء اين قصايد ، قصيدهاى است از ابيوردى كه ابن أثير سه بيت از آن را در الكامل ذكر كرده است . ( 2 ) . خيار : در اين جمله معنى برگزيده ، منتخب و بهترين مىدهد . - و . ( 3 ) . سنجار : قصبهاى است از زمين جزيره نزديك موصل . ( 4 ) . خوافى ولادت سنجر را در بيست و پنجم رجب سال چهار صد و هفتاد و نه هجرى ذكر كرده و اضافه كرده است : « . . . و او را احمد نام كردند و به قصبه [ اى ] كه محل ولادت او بود [ يعنى سنجار ] بازخواندند . » ؛ - مجمل فصيحى ، ج 2 ، ص 197 .