قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2244
تاريخ الفي ( فارسى )
جماعت نهاده اكثر ايشان را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك ساختند و بقيّة السّيف روى به گريز نهاده خود را به شهر حلوان رسانيدند . تركمانان تعاقب ايشان نموده به شهر درآمده دست به نهب و تاراج برآورده اموال و اسباب بىنهايت به دست آوردند و عورات و اطفال آن شهر را اسير كرده بازگشتند . و چون ابو الشّول را اين حال پيش آمد ، اهل و عيال خود را برداشته به قلعهء سيروان فرستاد و خود جريده در ميان آن جماعت درآمده در مقام چارهجويى گشت . امّا ابراهيم سلجوقى بعد از فتح شهر حلوان ، كه در ماه رجب اين سال روى نمود ، متوجّه بلدهء صمير « 1 » گشته در اوّل ماه شعبان شهر صمير را نيز فتح نموده مانند حلوان نهب و غارت نمود و كردانى كه در نواحى صمير مىبودند اكثر ايشان را به قتل رسانيد . و گرشاسف بن علاء الدّوله ، كه در ميانهء آن كردان مىبود ، روى به گريز نهاده پناه به شهاب الدّوله ابو الفوارس منصور بن الحسين برد . ابراهيم سلجوقى بعد از فتح صمير متوجّه قلعهء سيروان ، كه اهل و عيال ابو الشّول در آن مىبودند ، گشت . اهالى آن قلعه چون خبر توجّه تركمانان را شنيدند از بس كه رعب ايشان در دلهاى مردم جاى گرفته بود آنچنان قلعهاى كه در متانت و استحكام عديم النّظير بود گذاشته به اطراف و جوانب متفرّق گشتند . و ابراهيم ينال به آن قلعه درآمده آنچه از اموال و اسلحه در آنجا بود تصرّف نمود و اكثر عمارات آن قلعه را خراب نمود ، خصوصا سراى ابو الشّول را ، كه از مشاهير آن ديار بود ، بسوخت ، چنانچه اثرى از وى نماند . در اين اثنا ، به ابراهيم خبر رسانيدند كه جمعى كثير از اهالى حلوان و صمير و ساير نواحى آن ديار با اموال و أثقال بسيار روى به خانقين نهاده مىروند . ابراهيم ينال [ 265 الف ] فى الحال فوجى از تركمانان خونخوار را در عقب ايشان فرستاد . آن جماعت در اثناى راه به آن مردم رسيده تمامى ايشان را غارت نموده آنچه در ميان سپاهى يافتند به قتل رسانيدند . چون اين خبر ، به سمع ابو كاليجار صاحب عراق عرب و فارس رسيد ، از جاى درآمده در صدد جمع لشكر شده . اتّفاقا ، از ادبار ديالمه در آن سال و با در اسبان ايشان افتاده اكثر مراكب ايشان هلاك شدند ؛ چنانچه هرچند ابو كاليجار خواست كه متوجّه دفع ابراهيم گردد ، به واسطهء آنكه سپاهش اسب نداشتند ، نتوانست به دفع آن مهمّ قيام نمود . بنابراين ، بالضّروره از خوزستان راه فارس پيش گرفته احمال و اثقال اكثر سپاه خود را بر درازگوشها حمل نموده به آن ديار رفتند .
--> ( 1 ) . مشخصات و حدود چنين شهرى شناخته نشد ، الّا اينكه در جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى لسترنج ( ص 218 ) شهرى به نام ، « صيمره » ضبط شده ، و شايد هم « حمير » باشد كه با آن مشخصات مذكور از طرف مؤلّف بعيد بهنظر مىرسد .