قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2457

تاريخ الفي ( فارسى )

او باز اظهار بىطاقتى بسيار نموده به استصواب حكما متوجّه شكار گشت و اهالى شهر را فرمود كه مراسم تعزيت جگرگوشهء او را بر وجه اتمّ داشته دقيقه‌اى از دقايق عزا فرونگذارند . بنابراين ، چند روز متعاقب در بلدهء اصفهان ، كه دار السّلطنهء او بود ، بلكه در جميع ممالك محروسهء او مردم به مراسم عزا و مصيبت او قيام نمودند ؛ سيّما در بغداد كه وزير فخر الدّوله در عزا داد مبالغه داد . و از اعيانى كه در اين سال ، وفات يافتند يكى عبد اللّه بن احمد بن رضوان ابو القاسم بغدادى است كه از زمرهء رؤساى آن بلده بود . سبب فوت او علّت شقيقه بود كه مدّت سه سال بر وى استيلا داشت به حيثيتى كه در اين مدّت ، در خانه‌اى تاريك مىبود و به هيچ‌وجه نگاه به روشنايى و گوش به آواز نتوانست كرد . و از مشاهير اهل حديث علىّ بن احمد بن على ابو القاسم بسرى بندار ، كه مولدش ستّ و ثمانين و ثلثمائه [ - 386 ] هجرى بود ، از اين عالم فانى رحلت فرمود . و از عظماى نحاة « 1 » ، ابو اسحاق أبراهيم بن عقيل بن حبش « 2 » القريشى نيز در اين سال فوت شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان ملكشاه حكم فرمود كه ابو شجاع را ، كه بعد از عزل ابن جهير فخر الدّوله به منصب وزارت خليفه المقتدى بامر اللّه سرافراز گشته بود ، از بغداد بيرون كنند . چون اين خبر ، به بغداد رسيد خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، كس پيش خواجه نظام الملك فرستاده التماس نمود كه خواجه به نيابت او گناه ابو شجاع را از سلطان درخواست نموده نوعى نمايد كه سلطان از سر اخراج او درگذرد . خواجه نظام الملك التماس خليفه را به عرض سلطان رسانيده به إنجاح مقرون گردانيد و ابو شجاع را از سطوت سلطان امن ساخت .

--> ( 1 ) . نحاة : جمع ناحى ، نحوى ، منسوب به علم نحو . - و . ( 2 ) . ق ، ش : جيش .