قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2455

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و شصت و چهارم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه امير تميم بن معزّ بن باديس مدينهء قابس « 1 » را محاصره نمود ، و چون كار بر اهالى آن بلده تنگ شد سپاه معزّ بن باديس با يكديگر به نزاع درآمده آنچنان كردند كه خدمت معزّ بن باديس بالضّروره شهر قابس را گذاشته به جانب افريقيه مراجعت نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، وزير خود ، فخر الدّوله ابو نصر بن جهير ، را جهت خطبهء سلطان ملكشاه فرستاد . و چون فخر الدّوله به اصفهان رسيده پيغام خليفه را به عرض سلطان ملكشاه رسانيد ، سلطان ، فخر الدّوله را با خواجه نظام الملك پيش مادر دختر ، كه به خاتون مشهور بود ، فرستاده كه از وى خواستگارى نمايند . و چون به خاتون حقيقت حال را گفتند ، خاتون در جواب خواجه نظام الملك گفت كه : قبل از اين ، ملوك غزنين و ملوك ماوراء النهر به خطبهء اين كريمه كس فرستاده مبلغ چهار صد هزار دينار صرف كرده‌اند ، الحال چون جانب خليفه بسيار عزيز است آنچه ايشان صرف كردند بفرستند تا ما از زيربار ايشان برآييم . و غرض خاتون از اين سخن ، كه مناسب حالات سلاطين نبود ، آن بود كه چون ارسلان « 2 » خاتون عمّهء سلطان ملكشاه در خانهء پدر خليفه بود ، بسيار از رهگذر عدم التفات خليفه به او و اختيار سرّيّتها « 3 » بر وى آزار كشيده بود كه دختر خود را به او ندهد كه مبادا او نيز همچو پدر

--> ( 1 ) . قابس : شهر و بندرى است در شمال افريقا واقع در مشرق تونس . علىّ بن محمّد بن قابسى دانشمند و محدّث نابينا صاحب الممهد ، المنقذ من شبه التأويل منسوب به آن است ؛ - زركلى ، الأعلام . ( 2 ) . ش : چون الپ‌ارسلان ؛ ق : چون از سلالهء . ( 3 ) . سرّيّت : كنيزى كه براى جماع و تمتّع باشد ؛ - دكتر معين ، فرهنگ فارسى .