قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2432
تاريخ الفي ( فارسى )
روى به عالم بقا نهادند . و اين قحط ، كه به واسطهء ملخ پيدا شد ، مدّت سه سال در ولايت شام استمرار يافت ؛ چنانچه اكثر آن ناحيه بالكليّه هلاك شدند . امّا سبب هزيمت معلّى بن حيدره ، كه نايب المستنصر باللّه بود ، در ولايت شام از ملك اقسيس آن بود كه معلّى بن حيدره به واسطهء سوء خلقى و ظلمى كه بر طبيعت او غالب بود و آنچنان با سپاه و رعيّت خود سلوك ناهموار مىكرد كه هميشه ايشان از حقّ ، سبحانه و تعالى ، دفع او مىخواستند و منتظر صاحب داعيه بودند . اتّفاقا ، چون در اين وقت ملك اقسيس جلوهگر شد ، رعايا و اكثر سپاه معلّى از نصرت او بازداشته در مقام اعانت و امداد ملك اقسيس درآمدند . بنابراين ، معلّى بن حيدره گريخته به بانياس رفته و از بانياس به صور و از آنجا به مصر رفت و ملك اقسيس تمامى [ 288 ب ] اين ولايت را بىمزاحمت و ممانعت احدى در حوزهء تصرّف خود درآورد . امّا معلّى بن حيدره چون به مصر رفت ، المستنصر باللّه او را بعد از ايذا و اهانت بسيار ، در حبس كرد تا در آن حبس به عالم بقا شتافت و از ننگ نام وى خلاص يافت . و در تاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه چون معلّى بن حيدره از دمشق به جانب بانياس و صور رفت و ملك اقسيس نيز او را تعاقب نموده به آن حدود متوجّه گشت ، اهالى دمشق از اعيان دولت المستنصر باللّه ، انتصار بن يحيى منصورى را ، كه مشهور به « وزير الدّوله » بود ، بر خود امير ساختند ، امّا به واسطهء گرانى غلّه ، كه در دمشق پيدا شده بود ، ميانهء سپاهى آن ولايت ، كه ايشان را « مصامده » گفتندى ، و عامّهء خلايق مخالفت پيدا شد و مهمّ ميانهء اين دو طايفه به نزاع و جدال كشيد و قحطسالى به مرتبهاى رسيد كه مردم خود را مىخوردند . چون ملك اقسيس بر اين حال اطلاع يافت ، مدينهء صور و بانياس را به عمّال خود سپرده به جانب دمشق مراجعت نموده آن بلده را محاصره كرد . اهالى آن بلده كه با وجود عدم محاصره از گرسنگى هلاك مىشدند ، اكنون كه محاصرهء لشكر بيگانه اضافهء آن گشته بود كار ايشان به اضطرار كشيد ، بالضّروره از ملك اقسيس امان خواسته شهر را به او سپردند و انتصار بن يحيى با منتسبان خود به جانب قلعهء بانياس و طرابلس رفت . و ملك اقسيس در ماه ذيقعده به شهر دمشق درآمده خطبهء علويه را قطع نموده به اسم المقتدى بامر اللّه عباسى خطبه خواند و « حىّ على خير العمل » را از آن ساقط گردانيد . امّا ملك اقسيس در ظلم و بىدادگرى آنچنان يد طولايى داشت كه خلايق در ايّام حكومت او معلّى بن حيدره را ياد مىكردند و او را انوشيروان زمان خود مىدانستند و مضمون اين بيت : هركه گريز ز خراجات شاه * خاركش غول بيابان شود مناسب حال ايشان بود .