قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2421
تاريخ الفي ( فارسى )
خليفه در جواب ايشان گفت كه : مرا يقين است كه اوّلا گناه از شما نبود ، بلكه از روى بىاندامى وزراى من بود نسبت به شما . و چون من در آن وقت ، بنابر عدم اطلاع بر حقيقت حال منع نكردم بايد كه شما نيز مرا معذور داريد و آنچه گذشته است به خاطر خود نگذرانيد و از من غير از نيكويى و اشفاق نسبت به خود چيزى ديگر تصوّر ننماييد . القصّه ، چون امراى ترك از خليفه اين نوع كلمات مشفقانه گوش كردند جمعى كثير از ايشان متّفق شده بر قتل ناصر الدّوله عزيمت مصمّم گردانيدند و وعده كردند كه در فلان شب كار او را تمام خواهيم ساخت . چون آن شب موعود رسيد به اتّفاق يكديگر متوجّه سراى ناصر الدّوله ، كه به قصر عزّه مشهور بود ، گشته ، بىاذن به اندرون سراى درآمدند . چون ناصر الدّوله از ايشان خاطر جمع داشت ، اصلا در ضمير او چيزى خطور نكرده بود كه كسى از اتراك با او در اين مقام تواند بود . به مجرّد آنكه شنيد كه جمعى از امراى ترك به صحن سراى درآمدند ، به همان وضعى كه در حرم نشسته بود بيرون خراميد . چون پيش آن جماعت رسيد ، از اطراف و جوانب تيغ حوالهء او كردند و او از سراسيمگى متوجّه حرم گشت و پيش از آنكه به دهليز حرم رسد يكى از أتراك به او رسيده سرش را از بدن جدا ساخت و شرّ او از المستنصر باللّه برداشت . و چون از مهمّ ناصر الدّوله فارغ گشتند و سر او را نزد المستنصر باللّه آوردند ، يكى از آن أتراك ، كه مشهور به « كوكب الدّوله » بود ، متوجّه منزل فخر الدّوله « 1 » برادر ناصر الدّوله گشت . و چون فخر الدّوله هميشه نسبت به اين كوكب الدّوله احسان و انعام بىنهايت مبذول مىداشت و او را از جملهء أصدقاى مخلص مىدانست ، در اين وقت ، كه كوكب الدّوله به در سراى او رفته ، كس به اندرون فرستاده اعلام داد . فخر الدّوله از روى اطمينان خاطر او را به اندرون طلبيد . كوكب الدّوله به اندرون درآمده به مجرّد رسيدن آنچنان شمشيرى بر كتف فخر الدّوله بزد كه نصف بدنش به طريق حمايل از هم جدا گشت . پس سر او را از تن جدا ساخته كنيزك او را ، كه به كمال و جمال و حسن مشهور بود ، بر پشت اسب خود سوار كرده به منزل خود رفت . همچنين جماعتى به خانهء ديگر ناصر الدّوله ، كه نام او « تاج المعالى » بود ، رفته او را نيز به برادران ملحقّ ساختند . و در يك روز ، آل حمدان را در مصر اثرى نماند و شوكت المستنصر باللّه خليفه باز از شر نضارت « 2 » و تازگى گرفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در بيت المقدّس و حوالى آن ولايت ، خطبهء عباسيّه خوانده شد . و در اين سال ، از مشاهير علما ابو القاسم عبد الكريم بن هوازن قشيرى نيشابورى صاحب
--> ( 1 ) . الكامل : فخر العرب . ( 2 ) . نضارت : تازگى ، شادابى . - و .