قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2418
تاريخ الفي ( فارسى )
دوش سلطان به واسطهء مفارقت عمّ خويش ، كه از روى غصّه و نادانى زهر از نگين خود مكيده بود ، بسيار محزون و پريشانخاطر بود . بنابراين ، در عرض مهمّات شما تأخير واقع شد ، معذور فرماييد كه ان شاء اللّه تعالى امشب اگر سلطان از آن كدورت بيرون آمده باشد مهمّات بر وجه دلخواه ساخته خواهد شد . امرا چون اين نغمه از خواجه شنيدند ، از گفتهء خود نادم و پشيمان گشته دم دركشيدند و غير از كشته شدن قاورت بيگ هيچچيز بر سخن ايشان مترتّب نشد . و از جمله وقايع اين سال ، قتل ناصر الدّوله ابو علىّ بن الحسن بن حمدان بود در مصر . تفصيل اين مجمل آنكه اين ناصر الدّوله از اولاد ناصر الدّولة بن حمدان حاكم موصل در مصر بر جميع امراى المستنصر باللّه مدار حلّ و عقد مهمّات ملكى برترى يافته بود . و سبب اعتبار يافتن او در ديار مصر آن بود كه چون والدهء المستنصر باللّه علوى در حيات بود و او آنچنان بر المستنصر باللّه غلبه داشت كه المستنصر باللّه بىرأى او كار نتوانستى كرد و او هرچه خواستى المستنصر باللّه را ناچار از جهت استرضاى خاطرش موافق ارادهء او عمل بايستى نمود . بنابراين ، به درخواست ابو سعيد ابراهيم تسترى يهودى ، كه وزير والدهء المستنصر باللّه بود ، ابو نصر فلاحى ، كه قديما ميانهء او و ابو سعيد مذكور صداقت بود ، وزير المستنصر باللّه گشت و مدّتى مديد ابو سعيد و ابو نصر به اتّفاق يكديگر مهمّات تمامى ممالك محروسهء المستنصر باللّه علوى را فيصل مىدادند و مرجع كافهء انام آن بلاد گشته وقعى و اعتبارى عظيم پيدا كردند . آخر الأمر ، ابو نصر فلاحى در باطن با ابو سعيد يهودى در مقام غدر و مكر درآمده غلامان ترك المستنصر باللّه را به زيادتى مرسومات و اقطاعات با خود متّفق ساخته ايشان را بر اين داشت كه ابو سعيد يهودى را به قتل رسانند . چون غلامان اتراك به سخن ابو نصر فلاحى ، ابو سعيد را كشتند ، والدهء المستنصر باللّه از اين معنى بسيار آزردهخاطر گشته درصدد انتقام برآمد . تا آنكه بعد از مدّت نه ماه از كشته شدن ابو سعيد ، والدهء المستنصر باللّه او را بر آن داشت كه ابو نصر فلاحى را نيز به قتل رسانيد و منصب وزارت به ابو البركات حسن بن محمّد مفوّض گشت . اين ابو البركات نيز بعد از چندگاه شروع در تربيت غلامان ترك المستنصر باللّه كرده هر روز جماعتى ديگر از آن طايفه جهت المستنصر باللّه مىخريد و در زيادتى اقطاعات ايشان سعى بليغ مىنمود . و چون هميشه والدهء المستنصر باللّه از امراى ترك بيم و خوف داشت ، در اين وقت كه به سعى وزير ابو البركات غلامان المستنصر باللّه قوّت و شوكت تمام پيدا كردند ، والدهء المستنصر باللّه به ابو البركات فرمود كه : نوعى كن كه اين غلامان ترك امراى ترك را مستأصل گردانند كه غلبهء ايشان موجب شرّ و فساد مىباشد .