قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2399

تاريخ الفي ( فارسى )

خواجه نظام الملك در اين يورش ، ملازم ركاب همايون بوده و سابقا قلمى شد كه خواجه را با اهل و عيال خود به جانب همدان فرستاده بودند . على اىّ حال عهدهء صحّت روايت بر راوى خواهد بود . چون وزير صائب التّدبير بر حقيقت حال اطلاع يافت ، مطلقا اضطراب به خود راه نداده آن شخص را به معتمدى سپرده و سفارش نمود كه بايد هيچ احدى با او ملاقات نتواند نمود و نماز شام ، فوجىسواران را ، كه بر ايشان اعتماد تمام داشت ، فرمود تا بتعجيل تمام در اردو درآمده در بارگاه سلطان نزول كردند و آواز درانداختند كه : سلطان از شكار مراجعت نمود . روزى ديگر ، خواجه نظام الملك با بعضى از اعيان به بارگاه قيصر رفته امر مصالحه را به اتمام رسانيد و بعد از مصالحه قيصر با وزير گفت كه : ديروز طايفه‌اى از لشكريان شما به‌دست سپاه ما گرفتار گشته‌اند . خواجه جواب داد كه : همانا مجهولى چند باشند ؛ چراكه ، اين خبر در اردوى ما نبود . پس قيصر حكم فرمود كه آن جماعت را به خواجه بسپارند . چون سلطان را با گرفتاران به پايتخت قيصر آوردند كه به خواجه نظام الملك سپارند ، خواجه روى به سلطان آورده سخنان درشت گفت . و خواجه از قيصر رخصت گرفته مراجعت نمود و خدمت سلطان با ساير گرفتاران‌مسافتى بعيد در جلو خواجه مىدويدند ، تا آنكه از اردوى قيصر بيرون آمدند . و چون از نظر سپاه روميان غايب شدند خواجه از اسب فرود آمده پاى سلطان بوسيده معروض داشت كه : آن چند سخن درشت كه در حضور قيصر بر زبان آوردم بنابر مصلحت وقت بود . سلطان او را آفرين بسيار نمود . و چون جماعتى از اعيان روميّه ، كه قيصر ايشان را جهت اتمام امر مصالحه همراه خواجه پيش سلطان الب ارسلان فرستاده بود ، اين حال را مشاهده كرده بر حقيقت حال اطلاع يافتند ، بسيار تأسّفها خورده اين مقال را بر زبان حال مىگفتند كه : مدّتى جام جم به دست تو بود * چون تو نشناختى ، كسى چه كند القصّه ، چون سلطان به اردوى ظفرآيين رسيده شرايطى كه ارمانوس قيصر در باب مصالحه به خواجه نظام الملك قرار داده بوده و خواجه بنابر ضرورت متقبّل آن گشت به عرض رسانيدند ، سلطان هيچ‌يك از آنها را قبول نكرده به تهيّهء محاربه مشغول گشت . روز ديگر مهمّ بعد از قتال و جدال نابجا رسيد كه ارمانوس قيصر ، قبل از اين قلمى گشته ، به دست غلامى از غلامى سلطان ، كه از زبونى او را در اعداد سپاه نمىآوردند ، گرفتار شد . و نيز در روضة الصّفا مسطور است كه گمان صاحب [ تاريخ ] گزيده آن است كه سلطان ملكشاه بن ارسلان در شكارگاه به دست روميان گرفتار شده و خواجه نظام الملك او را به لطايف الحيل تدبير خلاص داد . و تفصيل اين در احوال سلطان ملكشاه مذكور خواهد شد .