قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2394
تاريخ الفي ( فارسى )
مفرماى و نظر عنايت و مرحمت از اين بندهء ضعيف كه متكفّل امور عباد صالحين شده [ 283 ب ] باز مگير و عناد اين باد سموم كه متوجّه اولياى دين شده به جانب أعلاى دين منعطف گردان . القصّه ، سر بر زمين نهاده مناجات دور و دراز كرده و معارف لشكر از شنيدن آن تضرّعات رقّت نموده همه قطرات عبرات از چشمها روان كردند و همه را آنچنان حالتى روى داد كه باطن خود را بىموانع از قواى نفسانى و شهوانى متوجّه بارگاه صمديّت يافتند و همه به زبان استعداد ، كه دعاى آن زبان به موجب ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ « 1 » از عيب دور و عدم اجابت منزّه و مبرّاست ، خواهان نصرت و ظفر شده از حقّ ، سبحانه و تعالى ، نگونسارى اعداى ملّت محمّدى ، عليه و آله شرايف التّحيّات ، مسئلت نمودند . و چون سلطان سر از زمين برداشت فى الحال اجابت ظاهر و آن ريح سموم بر آن قوم وزيدن گرفت . و چون سپاه اسلام بيشتر راه آب بر روميان گرفته بودند ، چنانچه ايشان از رهگذر عدم آب بسيار مضطر آب مىبودند ، وزيدن اين باد گرم اضافهء آن علّت شده آنچنان عطش و تشنگى بر آن قوم استيلا يافت كه از نهاد همه بىاختيار فرياد « العطش ، العطش » برمىآمد . و در اين وقت ، سلطان البارسلان از روى استظهار و اميدوارى تمام بر تندباد تيزرفتار آتشكردار سوار شده با جمعى از دلاوران ، كه از تير و شمشير و پلنگ و شير در ميدان جنگ روى نمىتافتند و به فحواى كلام امير ، عليه السّلام ، كه : « السيف و الخنجر ريحاننا » « 2 » كه همگى شمشير و خنجر را گل و ريحان خود مىپنداشتند ، بر مخالفان حمله آورده به نفس نفيس خود از چپ به راست و از راست به چپ مىتاخت و به ضرب تيغ آبدار و نيزهء جانشكار مبارز مىانداخت . و در اين اثنا ، يكى از غلامان سلطان ، كه او را « البتكين » گفتندى ، پيش آمده و از اسب فرود آمده زمين ادب بوسه داده معروض داشت كه : صواب چنان مىنمايد كه سلطان بر اهل اسلام ترحّم فرمايد و به نفس نفيس خويش ، كه عوض ندارد ، متصدّى حرب نشود و ذات شريف خود را در معرض تلف نيفكند و لحظهاى راحت و استراحت گزيند . سلطان در جواب البتكين فرمود كه : هان در كار باش كه راحت بعد از ظفر ، و استراحت بعد از نصرت بر اين قوم بىدادگر خواهد بود . و آنچه در اين معركه از شدت مقاسات حرب
--> ( 1 ) . مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم ؛ ( غافر ، 60 ) . - و . ( 2 ) . ق : اين مصرع را ندارد . شمشير و دشنه گياهان خوشبوى ما هستند . - و .