قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2363
تاريخ الفي ( فارسى )
است و جميع حالات تو را به تميم بن معزّ مىنويسد و خواهان دولت اوست ؟ من اگرچه قبل از اين به خدمت امير مشرّف نشدهام ، امّا هميشه غايبانه مخلص صميمى و دولتخواه تو مىبودم . اكنون در اين راه ، از جهت دولتخواهى امير خبرى به خاطر من رسيده كه اگر امر فرمايند به عرض رسانم و امير در اين باب ملاحظه نمايند ، اگر همانا آن را مناسب دولت دانند بر آن عمل نمايند ، و إلّا بر نادانى من حمل نمايند . ناصر فرمود : بگوى كه چه چيز است به خاطر تو رسيده . ابن بقيع گفت : من در اين راه ، به موضعى رسيدم كه مشهور به « بجايه » است و جمعى از رعيّت بربر در آنجا مىباشند . اگر در آنجا شهرى بنا كنى و آن را دار اقامت خود سازى ، شكّ نيست كه بر مهديّه مستولى مىشوى ؛ چراكه ، تميم در مقام تربيت عبيد و غلامان خود است و مطلقا به قبايل مغاربه نمىپردازد و از اين جهت ، قبيلهء صنهاجه و زناته و ساير قبايل از وى متنفر و بسيار آزردهخاطرند . اگر امير در بجايه متوطّن شود ، اكثر مردم به ملازمت خواهند آمد و اوّلكسى كه كمر اطاعت در ميان بسته به خدمت خواهد رسيد من خواهم بود . چون ناصر اين كلمات را شنيد ، بسيار مسرور گشت و ابن بقيع را منصب وزارت خود وعده فرمود و فى الحال از آنجا سوار شده به اتّفاق ابن بقيع متوجّه آن موضع گشت كه ملاحظهء آنجا كرده شهر بنا فرمايد و وزير ابو بكر را در همانجا گذاشته هردو به اتّفاق يكديگر به آن صوب رفتند . و اين معنى بر ابو بكر بسيار دشوار آمد . و چون ناصر به آن موضع رسيد سخن ابن بقيع را موافق ديد ، بنابراين ، در ساعت فرمود تا در آنجا شهر [ ى ] بنا كردند و موضع دار السّلطنه را قرار داده مراجعت نمودند . و چون به مستقر خود آمدند ، وزير ابو بكر بن ابو الفتوح را طلب داشته گفتند كه هيچ مىدانى كه ابن بقيع دولتخواه ماست و اخلاص او به ما بيشتر از اخلاص نوكران قديمى است ؟ و از جمله آثار دولتخواهى او يكى آن است كه ما را به اينچنين امرى راهنمون شده كه در فلان موضع شهرى بنا كرده در آنجا رحل اقامت اندازيم كه بر اكثر بلاد استيلا توان يافت . وزير ابو بكر نيز آن رأى را پسنديده ، امّا چون به خانه مراجعت نمود تمامى احوال را بتفصيل به تميم بن معزّ نوشت و او را بر احوال ابن بقيع مطلع گردانيد . بعد از چند روز ، چون اين بقيع رخصت مراجعت يافت به خدمت ناصر بن علناس معروض داشت كه ملتمس آن است كه امير ، شخصى از ثقات خود را همراه من بفرستد كه حقايق احوال تميم و عقايد مردم مهديّه نسبت به او [ را ] به عين اليقين مشاهده نموده بر صدق آنچه من معروض مىداشتم گواهى دهد تا امير را اعتماد بر قول من و بر احوال آنجايى بر وجه أكمل و أتم حاصل گردد . و ناصر ملتمس او را مبذول داشته يكى از معتمدان خود را همراه او فرستاد . و چون ابن بقيع به مهديّه رسيد و به خدمت تميم مشرّف شد ، تميم اوّلا از وى سبب بنا