قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2357
تاريخ الفي ( فارسى )
سال ايشان را زفاف فرمود . و باز در همين سال ، دختر والى غزنين ، ابراهيم بن مسعود ، را در سلك ازدواج پسر ديگر خود ارسلان شاه درآورده در بلدهء مرو چند روز متوالى جشنى عام ترتيب فرموده خلايق را از ادرارات « 1 » و انعامات پادشاهانه محفوظ گردانيد . و از جمله عجايب امورى كه در اين سال ، در بغداد و ساير بلاد عراق عرب و خوزستان وقوع يافت ، آن بود كه جماعتى از اكراد به رسم شكار در صحرا رفته بودند ديدند كه چند خيمهء سياه در صحرا زدهاند و آواز نوحه و گريهكنندگان به فلك مىرسيد . و چنين ظاهر مىشد كه جماعتى عورات خود را مىزنند و گريه مىكنند . چون اين جماعت نزديك به آن خيمهها رسيدند ظاهرا هيچ احدى را نمىديدند و گريه و طپانچه بر روى زدن را مىشنيدند . در اين اثنا ، كه اين جماعت متحيّر و مبهوت مانده بودند ، آوازى به گوش ايشان رسيد كه : اى بنى آدم ، بدانيد كه سيدرك پادشاه جنّيان فوت شده و اين نوحه و گريه در ماتم اوست و در هر شهرى كه اهالى آن شهر مراسم تعزيت او به جاى نخواهند آورد ما آن شهر را خراب خواهيم كرد و اهالى آن را هلاك خواهيم ساخت . چون آن جماعت ، اين خبر را به شهر بغداد آوردند اكثر عورات آنجايى روى به قبرستان آن شهر نهاده چند روز به مراسم تعزيت قيام نمودند و نوحه و زارى مىكردند . همچنين در اكثر بلاد عراق و خوزستان اين اضحوكه « 2 » شايع گشت و عوام آن بلاد از زن و مرد دقيقهاى از دقايق تعزيت را فروگذاشت ننموده مراسم تعزيت به جاى آوردند كه هيچكس براى فرزندان يا خويشان نزديك خود آنچنان تعزيت نمىدارند . و از اين عجيبتر آنكه ابن أثير در تاريخ خود آورده كه در ايّام ما ، در بلدهء موصل و ساير بلاد جزيره و عراق عرب اكثر خلايق را درد گلو پيدا شد و به واسطهء آن درد خلايق بىشمار هلاك گشتند و هرچند اطبا معالجه كردند فايدهاى ظاهر نمىشد . آخر الأمر ، معلوم شد كه يك عورتى از عورات جنّ كه آن را « ام عنقود » گفتندى پسرش عنقود فوت شده بود و هركس كه ماتم آن عنقود نمىداشت به آن مرض مبتلا مىشد . بنابراين ، در ميان مردم تعزيت عنقود شايع گشت و تمامى مردم اين عبارت را يا امّ عنقود ، أعذرينا قد مات عنقود و ما رزينا ورد زبان خود ساخته بودند ، يعنى : اى مادر عنقود ، ما را معذور دار كه عنقود فوت شده و ما تعزيت او نداشتيم . القصّه ، تمام مردم آن بلاد ، سيّما اوباش ، از زن و مرد بر روى خود مىزدند و اين عبارت را مىگفتند . و اين نيز از جمله اضحوكات عالم است در غرايب تمام كه در الكامل التّاريخ مسطور است . و العهدة على الرّاوى .
--> ( 1 ) . إدرارات : جمع ادرار ، به معنى مستمرى و مقررى . - و . ( 2 ) . اضحوكه : خندهدار .