قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2344

تاريخ الفي ( فارسى )

و از جمله وقايع اين سال ، جلوس سليمان بن داود بن چغرى بيگ بود بر سرير سلطنت به جاى عمّ خود طغرل بيگ ؛ چه ، طغرل بيگ عقيم بود و فرزند نداشت . و تفصيل اين قضيّه در اكثر تواريخ معتبر چنين آورده‌اند كه بعد از فوت طغرل بيگ ، عميد الملك كندرى بنابر وصيّت سلطان طغرل بيگ ، سليمان بن داود چغرى بيگ را ، كه مادرش را بعد از فوت داود ، طغرل بيگ به عقد نكاح خود درآورده بود در رى بر تخت سلطنت نشانيده خطبه به نام او خواند « 1 » . اما چون اكثر امراى سلجوقيّه و جماهير « 2 » سپاه به حكومت سليمان راضى نبودند ، برادرش از مادر ديگر ، أرسلان بن چغرى بيگ را ، كه در آن ايّام در خراسان مىبود ، به حكومت و سلطنت لايق‌تر مىدانستند به شاهى برگزيدند . و نظام الملك « 3 » ، وزير الب‌ارسلان ، چون خبر فوت طغرل بيگ را شنيد در خراسان او را بر سرير سلطنت نشانيده خطبه و سكّه به نام او قرار داد . و عميد الملك نيز در رى از رأى اوّل خود بازگشته خطبه به نام الب‌ارسلان كرد و بعد از وى ، بر منابر نام برادرش سليمان مذكور ساخت . القصّه ، امر حكومت و سلطنت به اتّفاق جماهير انام بر الب‌ارسلان قرار گرفت و وزارت او بر نظام الملك . و از جمله وقايع اين سال آنكه صليحى « 4 » ، صاحب يمن بر مكّهء معظّمه ، زادها اللّه شرفا ، استيلا يافت و با متوطّنان آن بلدهء طيّبه آنچنان سلوك پسنديده كرد كه همه او را خواهان و مخلص شده در مقام اطاعت و انقياد درآمدند . و از جمله وقايع اين سال ، فوت سعيد بن نصر الدّوله صاحب ديار بكر بود . چون جماعتى را در حقّ او متهّم مىدانستند كه ايشان او را زهر دادند . سعيد ، صاحب ميّافارقين ، از آن جماعت انتقام نصر الدّوله را گرفته همه را به قتل رسانيده . و در ماه شعبان اين سال ، در ولايت شام زلزله‌اى عظيم واقع شد كه اكثر عمارات رفيعهء آن شهر خراب شدند و سور طرابلس تمامى منهدم گشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در بيست و سيّم ماه ربيع الآخر بدير ، كه امير جيوش المستنصر باللّه علوى بود ، مدينهء دمشق را در حوزهء تصرّف خود درآورد و بعد از چند روز ميانهء او و سپاهش مخالفت و منازعت روى نمود و عامّهء خلايق دمشق با سپاه او متّفق شدند . بنابراين ، بدير در ماه رجب سال آينده با جمعى از مخصوصان ، دمشق را انداخته به جانب مصر مراجعت نمود .

--> ( 1 ) . اصرار مادر سليمان بود كه طغرل ، سليمان را در سلطنت وارث خود قرار داده بود . ( 2 ) . جماهير : جمع جمهور ، توده‌ها ، گروهها . - و . ( 3 ) . ابو على حسن بن علىّ بن اسحاق طوسى ملقّب به « خواجه نظام الملك » . ( 4 ) . ق ، ش : صلچى .