قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2232
تاريخ الفي ( فارسى )
مشايخ پيش او فرستادند و پيغام دادند كه : ما در اطاعت و انقياد تو وقتى درمىآييم كه تو گرشاسف را از ما دفع كنى ، و إلّا همينكه تو از اين ولايت مراجعت نمايى او باز درمىآيد و اهالى اين شهر را ايذا و اهانت مىرساند . ابراهيم ملتمس ايشان را مبذول داشته متوجّه شاپور خواست گشت . گرشاسف در قلعهء آن شهر ، متحصّن نموده در مقام محاربه و مجادله درآمد و چون از مقاومت ابراهيم عاجز آمد ، بالضّروره قلعه را انداخته به جانبى بيرون رفت و تركمانان ، شاپورخواست و قلعهء او را نهب و غارت نموده به جانب رى مراجعت نمودند . چون ابراهيم به رى درآمد طغرل بيگ پيش از وى در آن ولايت درآمده بود . القصّه ، چون ابراهيم ينال به رى رفت گرشاسف بن علاء الدّوله باز بر همدان و نواحى آن استيلا يافت . و چون طغرل بيگ به رى درآمد برادر خود ابراهيم ينال را به عزم تسخير ولايت سيستان تعيين فرمود و ابراهيم ، سيستان را به حوزهء تصرّف خود درآورده و طغرل بيگ قلعهء طبرك را از مجد الدّولة بن فخر الدّوله بويه گرفت « 1 » . طغرل بيگ بعد از تسخير ولايت رى متوجّه اصفهان گشت . چون والى اصفهان ابو منصور بن علاء الدّوله بر اين حال اطلاع يافت ، كس پيش طغرل بيگ فرستاده خراج قبول نمود . بنابراين ، طغرل بيگ عنان عزيمت از صوب اصفهان منعطف داشته متوجّه ولايت همدان شد و باز ، آن ولايت را از دست گرشاسف بن علاء الدّوله ، كه بعد از مراجعت ابراهيم بر آن ولايت مستولى شده بود ، گرفته او را همراه خود برداشته به جانب ابهر و زنجان مراجعت نمود . و بعد از تسخير آن ولايت ، گرشاسف را گفت كه : قلعهء كنگاور « 2 » ، كه از مشاهير قلاع ديالمه بود ، تسليم گماشتگان ما كن . گرشاسف كس خود همراه مردم طغرل بيگ كرده پيش كوتوال قلعه فرستاده پيغام داد كه قلعه را حوالهء كسان طغرل بيگ نمايد . كوتوال و اهالى آن قلعه به سخن وى التفات ننموده در مقام ممانعت و مدافعت آمدند . چون اين خبر به طغرل بيگ رسيد ، گرشاسف را معاتب گردانيد كه : ايشان به اشارهء تو قلعه را نمىدهند . القصّه ، طغرل بيگ ، گرشاسف را گفت : چون مردم تو قلعه را نمىدهند تو نيز به آن قلعه رو و با ايشان مىباش و تا زمانى كه از جانب من رخصت نيابى از آن قلعه بيرون نيا . بنابراين ، گرشاسف به آن قلعه رفت و طغرل بيگ همدان را به ناصر علوى ، كه گرشاسف او را در بند كرده بود ، داده به جانب رى مراجعت نمود . و در اين اثنا ، مرداويج بن بسو « 3 » ، كه از قبل طغرل بيگ والى جرجان و طبرستان بود و در اين يورش ملازم ركاب ظفر انتساب ايشان بود ،
--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد كه : طغرل بعد از گرفتن قلعهء طبرك از مجد الدّوله ، او را باحترام نزد خود نگهداشت ؛ - الكامل ، ج 16 ، ص 215 . ( 2 ) . م ، ق : لنكرو ؛ ش : كنكرو . ( 3 ) . ش : مرداويج بن سو .