قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2339
تاريخ الفي ( فارسى )
جبل بر ساير ملوك طوايف مفاخرت مىنمودند . و در زمان دولت ابو منصور بن جلال الدّوله آن جبل را نصر الدّوله از وى به مبلغى عظيم ابتياع نموده بود . و در ايّام حكومت نصر الدّوله ، رعاياى او آنچنان صاحب ثروت و مكنت بودند كه در هيچ زمان كسى نشان نمىداد . و ارزانى در ولايت او به مرتبهاى بود كه فوق آن تعقّل نتوان نمود . و چون ولايت او مأمن بود از اطراف و جوانب ، خلايق از هر صنف ميل به آنجا كرده بودند ؛ خصوصا اهل علم و صلاح ، پيش نصر الدّوله بسيار معزّز و مكرّم بودند . نقل است كه روزى شخصى به او رسانيد كه اى امير ، مرغان در زمستان از براى دانه از آشيانهاى خود بيرون مىآيند . چون سرما بسيار است ايشان را قوّت حركت و طيران بسيار ضعيف مىشود و اكثر ايشان را مردم صيد مىكنند . بنابراين ، نصر الدّوله فرمود تا در جنگلها دانه بسيار ريختند كه مرغان هميشه در ضيافت او مىبودند و احتياج ايشان به آبادانى و معموره نمىشد . و از جمله وزراى نصر الدّوله ، ابو القاسم بن مغربى [ بود ] كه دو نوبت وزارت او كرده و در آخر عمر منصب وزارت او به فخر الملك ابو نصر محمّد بن جهير « 1 » متعلّق بود ؛ و لهذا بعد از فوت او ، فخر الملك ابو نصر ، پسر او نصر را به جاى او بر سرير حكومت نشانيد و ميانهء او و برادرش ، سعيد بن نصر الدّوله ، محاربات بسيار واقع شد ، اما در هر معركه غلبه و نصرت از جانب نصر الدّوله بود . بنابراين ، او در ميّافارقين به امر حكومت مستقل گشت و سعيد آمد را متصرّف شد و مناقشه ميانهء آنها بر طرف شد . و در بيست و هشتم جمادى الآخر اين سال ، كسوف آفتاب شد و تمام قرص آن منكسف گشت و مدّت چهار سال آنچنان تاريكى و ظلمت پيدا شد كه ستارهها تمام نمودار و پيدا شدند و مرغان روى به آشيانههاى [ 726 ب ] خود آورده از پرواز بماندند . و در اين سال ، خليفه القائم بامر اللّه ، طراد بن محمّد زبيبى را ، كه ملقّب به « كامل » بود ، نقيب عباسيّه ساخت و خلعت گرانمايه در وى پوشانيد . و اسامة بن ابو عبد اللّه على را خلعتى خسروانهء خليفه داده نقابت طالبيان را به او تفويض فرمود و او را به « مرتضى » ملقّب گردانيد . و در اين سال ، ابو الفتح محمّد بن منصور بن دارست از وزارت خليفه معزول شد . و منشأ اين آن بود كه ابن علّامان « 2 » يهودى جميع إقطاعات را به مبلغ صد هزار دينار و شش هزار كر غلّه اجاره كرده بود و چون در ايّام اين عمل ابن دارست ، نصف اين مبلغ نيز حاصل نمىشد ،
--> ( 1 ) . جهير را بايد به فتح اول و بر وزن ضمير خواند ؛ و اينكه سمعانى آن را مصغّرا و بر وزن زبير ضبط كرده است ظاهرا دچار غلط و اشتباه گرديده و قاضى ابن خلّكان آن را مردود شمرده است ؛ - وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 218 . ( به نقل از شادروان سيد حسن قاضى طباطبايى ) . ( 2 ) . م : اين غلامان .