قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2331
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و چهل و دويّم از رحلت خير البشر در تاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه از جمله وقايع اين سال ، آن است كه در ماه جمادى الآخر ، و عدة الدّين ابو القاسم المقتدى بامر اللّه ، كه وليعهد القائم بامر اللّه بود ، بعد از فوت پدرش ، ذخيرة الدّين ، با جدّهء خود ، مادر خليفه القائم بامر اللّه ، از حرّان به بغداد آمدند و تمامى اكابر و اعيان بغداد به استقبال ايشان بيرون شتافتند . و عدة الدّين وليعهد در آن وقت چهار سال بود و همراه او از امراى آن ديار ابو القاسم بن المحلبان بود . چون ايشان از جانب ديار جزيره به كشتى مىآمدند چون به حوالى بغداد رسيدند از دار الخلافه جهت وليعهد اسب فرستادند . چون به باب الغربه رسيدند از كشتى بيرون آمدند ابو القاسم بن المحلبان وليعهد را بر دوش برداشته بر اسب سوار شد . و چون او را پيش جدّش ، خليفه القائم بامر اللّه ، رسانيدند بسيار اظهار مسرّت نمود و نسبت به ابو القاسم بن المحلبان عنايت بسيار فرمود و از براى او در باب المراتب خانهاى لايق تعيين كردند . و سبب رفتن وليعهد و مادر خليفه پيش ابو القاسم بن المحلبان آن بود كه در واقعهء بساسيرى روزى ابو القاسم به خانه درآمد ، ديد كه جمعى از عورات بيگانه در آن خانه درآمدند . چون تحقيق نمود معلوم شد كه اهل و عيال رئيس الرؤسااند كه از خوف بساسيرى پناه به منزل ايشان آوردند . و ابو القاسم چون بر حقيقت حال اطلاع يافت درصدد اعزاز و اكرام ايشان شده شرايط مروّت به ظهور رسانيد . و چون مردم رئيس الرؤسا از وى ، خاطرجمع كردند و دانستند كه او را نسبت به خليفه القائم بامر اللّه عقيده و اخلاص ديگر است بر وى ظاهر ساختند كه با زوجهء رئيس الرؤسا ، وليعهد عدة الدّين نيز همراه است . چون ابو القاسم بر اين حال اطلاع يافت ايشان را به ميّافارقين فرستاد و مدّت هشتاد ماه