قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1581

تاريخ الفي ( فارسى )

و در روضة الصّفا مسطور است كه در زمان خلافت منتصر شخصى از قريش ، مردان و زنان را به خانهء خود راه مىداد تا شراب مىخوردند و صحبت مىداشتند . جمعى اين قضيّه را به سمع والى مكّه رسانيدند . والى مكّه او را از مكّه اخراج كرد . پس آن شخص به عرفات رفته خانه ساخت و به همان كار مشغول شد . باز مردم حقيقت حال به عرض والى مكّه رسانيدند . والى آن شخص را طلب داشت و گفت : اى بدبخت ، من تو را از حرم به واسطهء آن افعال قبيحه اخراج كردم ، الحال مىشنوم كه در عرفات ، كه مشعر اعظم است ، رفته و باز به همان افعال و بدبختى خود قيام مىنمايى ؟ آن شخص انكار كرد و گفت : ايّها الأمير ، اين جماعت با تو عداوت دارند و دروغ به عرض تو مىرسانند . آن جماعت گفتند : امير را يك كار بايد كرد تا صدق و كذب ما معلوم شود . امير پرسيد : آن‌چه كار است ؟ گفتند : خران مكاريان را سر بايد داد اگر به خانهء اين مرد روند ما راستگو باشيم ، و الّا او راستگو باشد . امير را اين سخن پسند افتاده فرمود تا خران مكاريان را سر دادند . اتّفاقا ، همه راه خانهء آن مرد را پيش گرفته هيچ‌جا غير از خانهء او توقّف ننمودند . والى مكّه سياط را فرمود تا او را برهنه ساخته صد تازيانه بزند . آن شخص گفت : ايّها الأمير ، مرا مىزنى ؟ گفت : آرى . گفت : ايّها الأمير كتك من سهل است ، امّا امير مكّه بدنام خواهد شد . گفت : چون ؟ گفت : به واسطهء آنكه مردم عالم خواهند گفت كه مدعيان در حرم بعد از آنكه از گذرانيدن گواهان بر مدّعى عليه از افراد آدمى عاجز آمدند و مدّعى عليه سوگند خورد ، والى مكّه به گواهان خران آن شخص را تعزير كرد . گفت : دست از او بداريد كه در تعرّض به او صرفه نداريم . ذكر خلافت المستعين باللّه احمد بن محمّد بن المعتصم چون منتصر وفات يافت جمعى از امراى كبار ترك مثل بغاى كبير ، بغاى صغير ، و اتامش « 1 » مصلحت چنان ديدند كه : خلافت را به پسران متوكّل نبايد داد ؛ چرا كه ، بعد از استقلال ، خون پدر از ما درخواست خواهند كرد . بنابراين ، اتّفاق نموده به احمد بن محمّد بن معتصم بيعت نمودند و او را به « المستعين باللّه » ملقّب ساختند « 2 » . مستعين در مبدأ خلافت جميع متملكات معتز و مؤيّد را بخريد و از عقار و ضياع و مستقلّات ايشان آن مقدار را گذاشت كه بيست و پنج هزار دينار از محصولات به ايشان و اصل مىگرديد . و در اين سال ، از سلاطين خراسان طاهر بن عبد اللّه بن طاهر بن الحسين وفات يافت و حكومت خراسان به پسر او محمّد بن طاهر قرار گرفت .

--> ( 1 ) . هر سه نسخه ايامش . به قياس تاريخ طبرى ، الكامل ، و مروج الذّهب تصحيح شد . ( 2 ) . بيعت احمد بن محمّد بن معتصم در همان روز وفات منتصر ، يعنى روز يكشنبه پنجم ماه ربيع الآخر سال دويست و چهل و هشتم انجام گرفت .