قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1574

تاريخ الفي ( فارسى )

آورده‌اند كه متوكّل در وقت شراب خوردن ظرافتهاى خنك كردى . گاه مىبود كه شير را در مجلس مىآوردندى تا شخصى را بينداختى . و گاه مار در آستين كسى بيفكندى ، او را بگزيدى و [ به ] ترياق مداوا نمودى . و بسيارى از اوقات فرمودى تا سبوها « 1 » پر از كژدم مىآوردند و مىشكستند و آن جانوران به هركه مىرسيدند او را مىگزيدند و هيچ‌كس را ياراى آن نبود كه يكى از آنها را بكشد « 2 » . اتّفاقا ، در آن شب باغر ، وصيف ، بوقاى صغير ، و موسى بن بوقاى كبير شمشيرها كشيده روى به متوكّل نهادند . يكى از اهل مجلس پنداشت كه ايشان را متوكّل فرموده تا مردم را تخويف و ترس نمايند ، بنابراين فرياد برآورد كه : يا امير المؤمنين ، نوبت مار و شير گذشت و نوبت تيغ و شمشير رسيد ؟ متوكّل گفت : اين چه سخن است ؟ و هنوز سخن تمام نكرده بود كه مهمّ او را تمام كردند . زمان خلافتش به اصحّ روايات چهارده سال و نه ماه و نه روز بود و مدّت عمرش چهل و چهار سال . او علما را از بحث مذهب منع مىنمود و تقليد صرف را مرعى مىداشت . ابن خلّكان در تاريخ خود آورده كه قبل از آنكه متوكّل كشته شود به چهار شب ، جماعتى به او رسانيدند كه حسن عسكرى عن قريب دعوى خلافت خواهد كرد ؛ چرا كه ، شيعهء او بىنهايت شده‌اند و اكثر ايشان سلاح به هم رسانيده در منزل او نهاده‌اند . متوكّل در غضب آمده جماعتى از تركان فرستاد كه : برويد و حسن عسكرى را و هرچه از سلاح در خانهء او باشد بياريد به حضور من . اتّفاقا ، نيمه شب نزديك بود كه تركان به منزل امام حسن عسكرى ، عليه السّلام ، رسيده از ديوار خانه به يك ناگاه به اندرون درآمدند . چون نيك ملاحظه كردند غير از امام - كه جامهء صوف پوشيده بر روى ريگ نماز مىكرد ، چيزى ديگر در آن سراى نيافتند . پس امام را به همان هيئت برداشته پيش متوكّل آوردند در وقتى كه او به شراب خوردن مشغول بود . چون متوكّل امام حسن عسكرى را ديد از روى مستى تواضع بسيار كرده آن حضرت را پهلوى خود جاى داد و پياله‌اى شراب كه در دست داشت به آن حضرت تكليف نمود . امام حسن عسكرى فرمود : و اللّه ما خامر لحمى قط ، ( يعنى : هرگز گوشت من شراب‌آلوده نشده ) فاعفنى ( يعنى : پس مرا عفو كن ) . متوكّل گفت : پس از براى ما شعر بخوان . امام فرمود : من شعر كم ياد دارم . متوكل در اين باب مبالغه نمود و مجد شد كه : البته شعر بايد خواند . چون امام حسن ، عليه السّلام ، ديد كه آن مرد قهّار در حين مستى بر اين اراده مجدّ شد ناچار بيتى چند نصيحت‌آميز برخواند . مضمون آنچه امام حسن عسكرى ، عليه السّلام ، در آن مجلس برخواند اين بود كه : شبها را

--> ( 1 ) . متن : صبو . - و . ( 2 ) . به خاطر همين اعمال قبيح و ابلهانه بود كه : « بعد از متوكّل دولت عباسيان ضعيف شد و قريب نود سال عزل و نصب ايشان در دست غلامان ( خليفه‌تراش ) بود . » ؛ - لبّ التواريخ ، ص 71 .