قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1567
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال دويست و سى و سيّم و سى و چهارم از رحلت خير البشر و در ماه ذيقعده سال دويست و سى و سيم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، متوكّل از عراق به دمشق رفت . چون به دمشق درآمد بسيار خوش كرد و قرار به خود داد كه در دمشق بود . بر اهل عراق اين معنى بسيار گران آمد ، بنابراين ، يزيد بن محمّد مهلّبى را كه از ندما و شعراى متوكّل بود و عراقى بود ، بر اين داشتند كه متوكّل را از خيال توطّن باز دارد . يزيد مهلّبى قبول اين معنى نموده قطعهاى گفت مشتمل بر مدح عراق و مذمّت ولايات شامات و شآمت بر آل عباس « 1 » . و از تاريخ ابن كثير شامى چنين معلوم مىشود كه متوكّل در سال دويست و سى و چهارم از رحلت خير البشر ، به شهر دمشق درآمد و با وجود آنكه يزيد مهلّبى مذمّت شام بسيار كرده بود متوكّل در آنجا قصرى بنا فرمود . امّا بعد از چند روز بر وى ظاهر شد كه هواى عراق عرب بسيار صحيحتر از هواى شام است و آب شام بسيار ثقيل است ؛ بنابراين ، بغا را به غزوهء روم فرستاد و خود به جانب سامره مراجعت نمود . و از غرايب امورى كه در اين سال روى نمود آن بود كه عيد اضحى مسلمانان و عيد فطر يهود و عيد سعانين « 2 » نصارى يك روز واقع شد و اين قبل از اين هرگز واقع نشده بود .
--> ( 1 ) . دو بيت از آن قطعه نقل مىشود : اظن الشّام تشمت بالعراق * اذا عزم الامام على انطلاق فان يدع العراق و ساكنيه * فقد تبلى المليحة بالطّلاق ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 11 ، ص 248 . ( 2 ) . سعانين ، شعانين : آخرين يكشنبه صوم الاربعين ؛ عيدى است يك هفته پيش از فصح ؛ - لغتنامهء دهخدا . « السعانين » و المشهور الشعانين : عبد الاحد الّذى قبل الفصح ( عبرانية ) ، مأخوذة من « هو شيعهنا » اى خلّصنا ؛ - المنجد ، ص 336 .