قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2219

تاريخ الفي ( فارسى )

نموده گفتند : كه اين مرد را دولت برگشته است و كار او به هيچ‌وجه رونق نخواهد گرفت . مناسب آن است كه محمّد مكحول را پادشاه سازيم كه شايد بخت او كارى كند . بنابراين ، روى به خزينهء مسعود آورده تمامى خزاين او را غارت كرده پيش محمّد مكحول رفته به سلطنت بر وى سلام كردند . محمّد در مقام ابا و امتناع شد . ايشان گفتند : كه ما از براى دولتخواهى تو از مسعود برگشته و غرض ما اين بود كه چون ادبار به او روى نموده و تو مدّتى است كه در فلاكت مىگذرانى ، شايد كه به مقتضاى فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً « 1 » بخت تو بيدار شده باشد و به قوّت طالع تو دولت سلسلهء غزنويّه رونق‌پذير گردد . اكنون اگر تو قبول نمىكنى ما تو را مىكشيم و با ديگرى بيعت مىكنيم . محمّد مكحول چون اين نغمه را از ايشان شنيد ، ناچار به آن رضا داده و غلامان در ركاب محمّد بن محمود از آب گذشته با مسعود محاربه نمودند . چون سپاه مسعود در غايت قلّت و ضعف بودند ، طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد و مسعود پناه به رباطى « 2 » كه در كنار آب سند بود آورد . آخر الأمر ، غلامان او را گرفته پيش برادر بردند . محمّد مكحول گفت : من قصد كشتن تو ندارم ، امّا از براى بودن خود جايى اختيار كن كه با حرم خود در آنجا باشى . مسعود قلعهءگيرى « 3 » را اختيار كرد و محمّد او را با جمعى از متعلّقان به آن قلعه فرستاد و جمعى كثير را در آنجا به محافظت او تعيين نمود . گويند كه مسعود در وقت توجّه به آن حصار به خرج ضرورى محتاج شده كس پيش محمّد مكحول فرستاده خرج ضرورى خود را طلب داشت . محمّد مكحول پانصد درم جهت او فرستاد . چون اين مبلغ به او رسيد . بسيار متأثر گشت ، چنانچه قطرات عبرات بر وجنات او جارى گشت و گفت : سبحان مقلّب الاحوال « 4 » ! ديروز همين وقت مالك سه هزار خروار خزينه بودم و امروز به يك درم قادر نيستم . فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ « 5 » . و به صحّت رسيده كه آن شخص كه پانصد درم پيش او مىبرد ، هزار دينار از خاصهء خود به او داد . و اين سخاوت سبب سعادت او شده در زمان سلطنت مودود بن مسعود اثر آن به ظهور رسيد .

--> ( 1 ) . همانا با هر دشوارى آسانى است ، البتّه با هر دشوارى آسانى است ؛ ( انشراح ، 5 و 6 ) . ( 2 ) . گرديزى اين رباط را « ماريگله » ضبط كرده است ؛ - زين الأخبار ، ص 204 . و ماريگله كوتل كوچكى است در سى و پنج ميلى ماوراى شرقى درياى سند بين تكسيلا و راولپندى ، كه نقطه نهايى گندهارا و كشور پستون شمرده مىشود و تاكنون به همين نام معروف است ؛ - پتهانها ( متن انگليسى ) ص 49 ( به نقل از محشىّ زين الأخبار ) . ( 3 ) . م : كرى ، ق ، ش : كهرى . بيرونى گويد : در حدود سوات در جبال ناحيت كيرى وادىاى است كه مجمع سى و پنج رود باشد ؛ - تحقيق ماللهند ، ص 490 ؛ مقايسه كنيد با : تعليقات طبقات ناصرى ، ج 2 ، ص 362 و 411 ؛ - تعليقات بر تاريخ هند ، ج 2 ، ص 651 . ( 4 ) . منزه است او كه دگرگونيها پديد آورد . - و . ( 5 ) . اى خردمندان پند گيريد . - و .