قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2189

تاريخ الفي ( فارسى )

و از شيخ ابو على منقول است كه مىفرمود كه : من در ايّام تحصيل كتاب ما بعد الطبيعهء ارسطو را ملاحظه مىكردم و به هيچ وجه بر مطالب او اطلاع نمىيافتم ، بنابراين ، چهل نوبت او را از اوّل تا آخر خواندم ؛ چنانچه عبارات آن كتاب بتمامه محفوظ من شد . امّا چون حاصل او را نيافته بودم ، مأيوس شدم و گاهى مىگفتم كه اين عمل محض ترّهات است . و گاهى مىگفتم كه : اين كتابى است كه هيچ‌كس را ياراى و قدرت فهميدن آن نيست . در اين اثنا ، روزى از بازار كتابفروشان مىگذشتم كه دلّال كتب ، كتابى كهنه مجزّا پيش من آورد و گفت : صاحب اين كتاب بسيار محتاج است ، بنابراين ، كتاب را مىفروشد . شيخ گفت : چون در بالاى آن كتاب نوشته [ اى ] ديدم كه در علم ما بعد الطبيعه است و خاطر من از نافهميدن آن علم بسيار آزرده ، از روى ابرام به دلّال گفتم : اين كتاب به كار من و به كار هيچ‌كس نمىآيد ؛ چه ، اين علم بىفايده است . دلّال گفت : هرچند بىفايده باشد به سى درم ارزان است . شيخ گويد : چون مبالغهء دلّال از حدّ گذشت ، من به غلام خود گفتم كه اين كتاب را بستان و چون از بازار به خانه آمدم ، غلام را گفتم كه : آن اوراق را بيار كه ببينم . چون نيك ملاحظه كردم ، ديدم آن كتابى است از معلّم ثانى ، ابو نصر فارابى ، كه مشتمل است بر شرح اغراض كتاب ارسطو در علم ما بعد الطبيعه كه چهل نوبت خوانده بودم و مقصود نيافته بودم . اكنون از آن كتاب تمامى اغراض آن كتاب معلوم شد و من بسيار خوشحالى كرده شكر نعم الهى را به جاى آوردم و مبلغى كثير بر فقرا تصدّق نمودم . و از كرمانى ، كه يكى ديگر از تلامذهء شيخ بود ، منقول است كه فضاى شيراز شبهه‌اى چند بر منطق النّجاة « 1 » شيخ نوشته پيش من فرستادند كه آن را به نظر شيخ رسانيده جواب آن را جهت ايشان فرستم . اتّفاقا ، در ايّام تابستان وقت غروب آفتاب بود كه من آن نوشته را به نظر شيخ رسانيدم . آن جزو را پيش خود گذاشته از هرجا به حرفى مشغول گشت تا آنكه وقت نماز عشا رسيد . [ 258 ب ] شيخ به اتّفاق حاضران نماز عشا را ادا نموده به منزل خود رفت و طلبه هر كدام به وثاق خود بازگشتند . كرمانى « 2 » گويد : من هنوز نماز صبح نگزارده بودم كه پنج جزو و ربعى را شيخ در جواب آن فضلاى شيراز نوشته بود و پيش من فرستاد كه چون قاصد اهل شيراز بازمىگردد دست

--> ( 1 ) . مراد ، كتاب النّجات است كه در آن به اختصار راجع به منطق و طبيعيات و الهيات بحث شده است . بو على اين كتاب را در سفرى كه با علاء الدّوله كاكويه به شاپور خواست رفته بود نوشته است . شروحى چند بر اين كتاب نوشته شده است ، از جمله شرح فخر الدّين رازى و شرح حارثى سرخسى ؛ - خورشيد سواران ، مقالهء « ابو على سينا » ، ص 62 ؛ سعيد نفيسى ، پور سينا ، ص 23 . ( 2 ) . در خصوص مناظرهء اين ابو القاسم كرمانى و ابن سينا ؛ - سعيد نفيسى ، پور سينا ، ص 137 .