قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2183
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و هيجدهم از رحلت خير البشر در الكامل التّاريخ ابن أثير مسطور است كه در اوايل اين سال ، باز ميانهء جلال الدوله و بارس طغان « 1 » مخالفت تازه به هم رسيده مهمّ ايشان به آنجا كشيد كه بارس طغان كس پيش ابو كاليجار فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود و از وى لشكرى از براى تسخير بغداد طلب نمود . ابو كاليجار ملتمس او را مبذول داشته در ساعت لشكرى نبوه به جانب بغداد فرستاد . و قبل از آمدن سپاه ، أبو كاليجار ، بارس طغان سپاه واسط را از پسر جلال الدّوله ، ملك عزيز ، منحرف ساخته به ايشان قرار داده بود كه : هرگاه سپاه ابو كاليجار به واسط رسد شما بايد با ايشان اتّفاق نموده واسط را متصرّف شويد و ملك عزيز را از شهر بيرون كنيد . بنابراين ، چون سپاه ابو كاليجار به واسط رسيد مردم آنجايى برقرار داد بارس طغان عمل نموده به ايشان متفّق شدند و ملك عزيز را با چند غلام خود تنها گذاشتند . ملك عزيز چون اين حالت را مشاهده نمود ؛ بالضّروره واسط را گذاشته قصد ملازمت پدر خود كرد . چون ملك عزيز به پدر خود پيوست ، بارس طغان در بغداد پرده از روى كار برداشته مخالفت جلال الدّوله را ظاهر ساخت و جمعى كثير از غلامان ترك به جانب خود برده شعار ابو كاليجار را پيش گرفت و كس پيش خليفه ، القائم باللّه ، فرستاده از وى استدعا نمودم كه نام جلال الدّوله را از خطبه انداخته به جاى آن نام ابو كاليجار درآرند و وزير ابو الفضل عباس بن حسن را فرمود كه به نيابت ابو كاليجار در بغداد مهمّات را فيصل مىداده باشد . چون خليفه ملتمس بارس طغان را مبذول داشته فرمود كه در خطبه ، القاب ابو كاليجار را
--> ( 1 ) . وى از بزرگان امرا و ملقّب به « صاحب الحجّاب » بود .