قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2179

تاريخ الفي ( فارسى )

روميان از مسلمانان گرفته بودند ، نهادند . بطريقى « 1 » كه در شهر رها مىبود در مقام محافظت شهر و قلعه شده به حرب مشغول شد و مدّتى مديد آن شهر را محاصره نموده راه آذوقه بر ايشان بستند ؛ چنانچه اهل رها از قحطى غلّه به تنگ آمدند و چون از گرسنگى به جان رسيدند بطريق از شهر پنهانى بيرون آمده روى به قيصر روم نهاد و مردم خود را گفت : چند روز به هر وضع كه باشد صبر نماييد و شهر را محافظت كنيد و اظهار بيرون رفتن من نكنيد كه ان شاء اللّه تعالى [ ؟ ] به زودى زود من با لشكر بسيار و آذوقهء بىشمار خود را به شما رسانيده دمار از روزگار اين جماعت برمىآريم . القصّه ، چون بطريق از روى سرعت و استعجال تمام ، خود را به قيصر روم رسانيد ، حقيقت حال معروض داشت . قيصر روم فى الحال پنج هزار سوار گزيده همراه او كرده بازگردانيد . چون بطريق با لشكر به حوالى رها رسيد ، ابن وثّاب خبردار گشت و ابن غطير را در حوالى شهر رها گذاشته خود با مردم خود و لشكرى از نصر الدّولة بن مروان به امداد ايشان آمده به استقبال بطريق رفت و بطريق از اين حال غافل بود . و ابن وثّاب ، سپاه نصر الدّوله را در برابر سپاه بطريق فرستاد و خود در كمينگاه ايستاده منتظر فرصت مىبود . چون بطريق با پنج هزار چيده آن جماعت قليل را مشاهده نمود ، از روى غرور و استيلا بر ايشان حمله آورد و آن جماعت روى به گريز نهاده جنگ گريز مىكردند و اروام « 2 » را دلير مىساختند ، تا آنكه ايشان را در جايى ، كه ابن وثّاب در كمين بود ، گذرانيده پيش بردند . و در اين محل ابن وثّاب از كمينگاه جستن كرده خود را شيروار بر روميان رسانيده شروع در قتل نمود . آن جماعت كه پيش‌پيش مىگريختند نيز بازگشته شمشير نيز در روميان نهادند تا آنكه اكثر آن طايفه به قتل رسيدند و بطريق با جمعى از اعيان لشكر روم دستگير شد . ابن وثّاب ، بطريق را با آن جماعت برداشته بر در شهر آمد و اهالى شهر را پيغام فرستاد كه : اينك بطريق كه والى شما بود با جمعى از اعيان شما در دست من آمده . اگر دروازهء شهر را مىگشاييد بطريق و اين جماعت را رها مىكنم كه پيش پادشاه خود رود ، و الّا او را با اين جماعت پاره‌پاره مىكنم و شهر را خواهىنخواهى گرفته تمامى شما را به ضرب تيغ بىدريغ به دار البوار مىرسانم . مردم شهر چون از قحط و جوع به تنگ آمده بودند بالضّروره دروازهء شهر را بگشادند . سپاه اسلام به شهر رها درآمده و غنايم بىشمار از نقد و جنس به دست ايشان افتاد و اكثر اروام آن شهر به قتل رسيد ؛ چنانچه شصت عرّابه را از سرهاى روميان پرساخته به

--> ( 1 ) . بطريق ، اصلش لاتينى است و به معنى پدر است و مقصود روحانى عيسويان است ؛ پدر روحانى ؛ - لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . ق ، ش : ايشان . اروام جمع رومى است .