قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2174

تاريخ الفي ( فارسى )

دارا به قتل رسيدند و اكثر شهرهاى آن ولايت به واسطهء نزول لشكر مسعودى روى به خرابى نهادند ، از حركات ناپسنديدهء خود پشيمان گشته در مقام اعتذار درآمد و مال مقرّرى به خدمت مسعود فرستاد تا از سر تقصيرات او درگذشته باز آن ولايت را بر وى مقرّر داشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه ، وثّاب « 1 » نميرى جمعى كثير از اعراب و اكراد به هم رسانيده متوجّه ولايت نصر الدولة بن مروان گشت . و با وجود لشكرى كه از اعراب و اكراد به هم رسانيده ، از والى بلدهء رها كه به طريق بيع و شرا در تحت تصرّف روميان درآمده ؛ چنانچه تفصيل آن قضيّه سابقا قلمى گشته ، نيز استمداد خواست و لشكرى مستعدّ از روم به همراهى او متوجّه بلاد موصل گشته شروع در خرابى كردند . و چون نصر الدّوله بر حقيقت حال اطلاع يافت ، او نيز در مقام جمعيت لشكر درآمده از قرواش مدد خواست . و قرواش در مقام امداد نصر الدّوله شده لشكرى بسيار با او همراه كرد . و چون وثّاب ديد كه طاقت مقاومت نصر الدّوله ندارد روى به گريز نهاده به جانب روم رفت . نصر الدّوله با آن لشكر ظفراثر متوجّه ولايت روم شده ايلچى [ اى ] پيش قيصر روم فرستاد كه : تا اين زمان ميانهء ما و شما به عهود و ميثاق صلح شده بود . الحال چون ابتداى نقص عهد و پيمان از جانب شما ظهور يافت ، به مقتضاى البادى اظلم بعد از اين ، هرچه لشكر اسلام نسبت به شما به ظهور رسانند نزد عقلا ملام « 2 » نخواهند بود . چون پيغام نصر الدّوله به قيصر روم رسيد و خبر كثرت سپاه نصر الدّوله را ، كه از اطراف و جوانب به نيّت جهاد در ظلّ رايت او مجتمع شده بود ، شنيد ، انديشهء بسيار كرد . بنابراين ، در مقام اعتذار شده هدايا و تحف بسيار به نصر الدّوله فرستاد و سوگند ياد كرد كه : از من نقض عهد نشده و من از اين معنى خبر ندارم و آنچه از حاكم شهر رها پيكر نام به ظهور رسيده بىاجازهء من بود و ايشان را بر وجه ابلغ ، تنبيه نموده خواهد شد و ميانهء ما و شما همان عهود و مواثيق باقى است ؛ بايد كه روزبه‌روز قواعد دوستى و مصادق را به ارسال رسل و رسائل مؤكّد داشته نوعى نمايند كه موجب رفاهيّت رعايا ، كه ودايع الهىاند ، بوده باشد . و چون قيصر در مقام اعتذار آمد ، نصر الدّوله نيز از سر داعيهء جدال و قتال گذشته به جانب ولايت خود مراجعت نمود . و در اين سال ، روميان لشكرى عظيم جمع كرده به عزم تسخير ولايت حلب بيرون آمدند . والى حلب شبل الدّوله « 3 » بر عزيمت روم اطلاع يافته در مقام استعداد خود شد . بعد از وصول لشكر روم ، هر دو طايفه در حوالى حلب صف‌آرايى كرده در مقام جدال و قتال درآمدند و نايرهء حرب آنچنان اشتعال يافت كه فوق آن متصوّر نبود . آخر الأمر ، نسيم ظفر بر پرچم علم شبل الدّوله وزيد و اهل اسلام غالب آمدند و روميان روى به هزيمت نهاده خائب و

--> ( 1 ) . الكامل : ابن وثّاب . ( 2 ) . ملام : ملامت شده . - و . ( 3 ) . شبل الدّولة بن صالح بن مرداس .