قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1553

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال دويست و بيست و ششم و دويست و بيست و هفتم از رحلت خير البشر و از جمله وقايع سال دويست و بيست و ششم آنكه متوكّل فرمود تا قبر امام حسين ، عليه السّلام ، و ساير شهدا را خراب كردند و منازلى كه در آن مقام بود ، با خاك يكسان كردند و مردم را از زيارت مشهد مقدّس و مرقد مطهّر آن حضرت منع نمود ، بلكه آن منزل را مزرع ساخته زراعت مىكردند . سادات و علويان در زمان او بسيار در خوف مىبودند « 1 » . و در اين سال از امراى عظام حسن بن سهل وفات يافت . هم در اين سال محمّد بن ابراهيم بن مصعب را ، كه از كبار امراى عباسيّه بود ، برادرزاده‌اش محمّد بن اسحاق زهر داد « 2 » . و در همين سال ، ابو سعيد محمّد بن يوسف مروزى ، كه ايالت ارمنيه تعلّق به او مىداشت ، وفات كرد . باز جاى او [ را ] به پسرش يوسف بن ابو سعيد ارزانى داشتند . و در سال دويست و بيست و هفتم ، يوسف ، والى ارمنيه ، يكى از بزرگان بطارقهء آن ديار را كه آثار تمرّد و عصيان از او ظاهر مىشد ، گرفته به دار الخلافه فرستاد . اتّفاقا ، بعد از فرستادن آن بطريق به اندك روز برفى عظيم بر ديار ارمنيه واقع شد ؛ چنانچه ، مردم آن ديار از تردّد باز ماندند . در اين وقت اقران و خويشان آن بطريق فرصت غنيمت دانسته جمع شده بر سر يوسف

--> ( 1 ) . متوكّل نسب به خلفاى پيشين بنى عباس مانند مأمون و معتصم و واثق ( عمّ و پدر و برادر خود ) كينه داشت ، زيرا هر سه حضرت على ( ع ) و آل على را دوست داشتند . به تصريح ابن أثير يكى از بزرگترين عللى كه منتصر قتل متوكّل ( پدر خود ) را حلال و واجب دانست همين بود ؛ - الكامل ، ج 11 ، ص 222 . ( 2 ) . متوكّل بر مرگ اين دو بگريست و گفت : « تبارك اللّه و تعالى ، چگونه مرگ حسن و محمّد بن اسحاق به يك وقت دررسيد . » ؛ - تاريخ طبرى ، ج 14 ، ص 6036 .