قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2170

تاريخ الفي ( فارسى )

مملكت بقرا خان نهاده در دو فرسخى اردوى بقرا خان در موضعى مناسب فرودآمدند و به دستورى كه قرار يافته بود به‌نوبت هر يكى از برادران به خدمت خان مىرفتند و ديگرى در يورت ، شرايط حزم و احتياط نگاه مىداشت . و مدّتى مديد بقرا خان مترصّد و منتظر آن مىبود كه شايد نوعى شود كه هر دو برادر در يك مجلس جمع شوند تا ايشان را گرفته در قيد بلا و محنت گرفتار كند ، امّا چون ايشان را حقّ ، سبحانه و تعالى ، حافظ بود ، به هيچ وجه سعى چنين سلاطين كامگار عالىمقدار در باب ايشان مفيد نيفتاد ، بلكه همه از كردهء خود پشيمان و نادم گشته مغلوب و مقهور ايشان گشتند ؛ چنانچه عن قريب تفصيل آن مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و چون بقرا خان از اجتماع هر دو برادر در يك مجلس نااميد و مأيوس گشت ، به تصوّر آنكه اگر يكى از اين دو برادر را به دست آوريم ديگرى را به دست آوردن به زودى ميسّر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى ؛ بنابراين ، شيمهء « 1 » بىوفايى را اختيار كرده از عهود و مواثيق [ ى ] كه كرده بود تغافل ورزيده به گرفتن طغرل بيگ اشاره فرمود . بعد از گرفتن طغرل بيگ بىتوقّف فوجى از داوران سپاه خود را به خيال آنكه چغرى بيگ در عين غفلت خواهد بود ، بر سر او تعيين نمود . امّا آن بيداربخت پيش از رسيدن فوج بقرا خان از حقيقت حال آگاهى يافته در مقام استعداد دفع دشمن درآمده جوانان خود را آراسته و مكمّل داشته منتظر مىبود . و چون تلاقى فريقين روى نمود ، آتش جدال و قتال شعله زدن گرفت . با وجود آنكه چغرى بيگ بعد از شنيدن واقعهء طغرل بيگ تمامى عورات و متعلّقان خود را كوچانيده به جانب بيابان فرستاده بود و خود با جمعى قليل در مقام مدافعهء فوج بقرا خان ايستاد و شجاعت و مردانگى نموده يكصد و سى نفر از اعيان امراى بقرا خان گرفتار شده و بقيّه السّيف فرار بر قرار اختيار نموده خبر به بقرا خان رسانيدند و آنچه از شجاعت و دليرى چغرى بيگ و اتباعش ديده بودند به عرض رسانيدند . بقرا خان از كردهء خود پشيمان شده دانست كه اين جماعت مؤيّد به تأييد الهىاند و منازعه با ايشان به هيچ وجه فايده نخواهد بخشيد . بنابراين ، طغرل بيگ را از بند بيرون آورده در مقام اعتذار شده مراسم دلجويى و نوازش به فعل آورد و از وى التماس نمود كه چون به برادر ملحقّ شود جماعتى را كه در دست او گرفتار شدند خلاص كرده روانهء اين جانب گردانند . طغرل بيگ متقبّل اين معنى شده از پيش بقرا خان رخصت يافته متوجّه اردوى برادر گشت . چون چغرى بيگ خبر قدوم برادر خود يافت استقبال او نموده اسيران بقر خان را رعايت نموده رخصت فرمود و هر دو به اتّفاق ، عنان عزيمت به جانب سمرقند منعطف داشتند .

--> ( 1 ) . شيمه : خوى و خلق . - و .