قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2155

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و پانزدهم از رحلت خير البشر و در سال چهار صد و پانزدهم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، باز به مسعود خبر رسيد كه باز والى هند ينالتگين « 1 » متمرّد شده از عمّال و نوّاب سلطان مسعود هركه در مقام اطاعت و انقياد او نمىآيد سياست مىنمايد . بنابراين ، سلطان مسعود باز متوجّه هندوستان شده مخالفين را بالكليّه مستأصل ساخت و بسى از قلاع محكم آن ديار را فتح نمود ؛ خصوصا قلعهء سرستى را كه از مشاهير قلاع هند بود و مكرّر سلطان محمود غازى آن را محاصره كرده ، امّا فتح نتوانست كرد . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه مسعود به محاصرهء قلعه‌اى از قلاع مشغول بود و كار ايشان را به جايى رسانيده بود كه از قلّت آذوقه و كمى آب به جان رسيده بودند كه به يك ناگاه پيره‌زالى از درون قلعه بيرون آمده و جاروبى در دست داشت و چون در برابر بارگاه مسعود رسيد از همان موضع جاروب را تر ساخته به جانب مسعود افشاند . و اين فعل را مكرّر سه نوبت كرده باز به جانب قلعه رفت . اتّفاق ، در همان روز مسعود بيمار شد و مرض او روزبه‌روز به ازدياد مىنهاد . بنابراين ، از آنجا مراجعت نموده كوچ كردند و مراجعت نمودند و به مجرّد بازگشتن مرض روى به خفّت مىنهاد تا آنكه در پنج شش روز صحّت كامل حاصل شد . امّا از تاريخ حافظ ابرو چنين معلوم مىشود كه در اين سال مسعود از براى دفع احمد ينالتگين لشكرى فرستاد و ميانهء ايشان و أحمد ينالتگين محاربات بسيار واقع شد . آخر الأمر ،

--> ( 1 ) . احمد ينالتگين به دليل چستى و چالاكى ، مورد اعتماد سلطان محمود و عامل او در هندوستان بود .