قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2117

تاريخ الفي ( فارسى )

كرده و ايشان را همراه خود به بغداد برد . ابو كاليجار چون بر اين حال اطلاع يافت خواست كه در صدد انتقام شده از پى او برود ، امّا جمعى از امراى او در اين وقت با وى مخالفت كردند . بنابراين ، نتوانست رفت . و باقى [ 249 ب ] احوال ايشان عن قريب مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال ، آنكه منصور بن حسين اسدى بر جزيرهء دبيسيّه كه نزديك به خوزستان [ بود ] استيلا يافت و قبل از اين ، والى آن جزيره طراد بن دبيس اسدى بود و چون طراد وفات يافت منصور بن اسدى آن جزيره را به دست خود درآورد و پسر طراد ، ابو الحسن على ، را چون طاقت مقاومت منصور نبود ناچار به جانب بغداد رفته جلال الدّوله التماس نمود كه لشكرى همراه او كند تا ولايت پدرش را از دست منصور گرفته باز به او سپارند . چون منصور ، اوّل حال كه بر جزيره استيلا يافته بود خود را به جلال الدّوله منسوب مىداشت و خطبه به اسم او مىخواند و در اين وقت جلال الدّوله را از خطبه انداخته خطبه را به اسم ابو كاليجار گردانيد ، جلال الدّوله به اين واسطه از منصور رنجيده جماعتى از اتراك خونخوار همراه علىّ بن طراد كرد كه آن ولايت را از منصور گرفته به او سپارند . و چون به واسط رسيد اتراك از براى بعضى مهمّات در شهر توقّف نمودند . علىّ بن طراد از كمال حمقى كه داشت انتظار ايشان ناكشيده با بعضى از آنها متوجّه آن صوب گشت . اتّفاقا ، در اين اثنا ابو صالح بوركيركانى « 1 » كه از جلال الدّوله گريخته بود كه پيش ابو كاليجار رود ، به واسط رسيده بر اين حال اطّلاع يافت كه علىّ بن طراد با جماعتى قليل متوجّه دفع منصور ، كه به ابو كاليجار منسوب است ، مىرود . با مردم خود گفت كه : مصلحت آن است كه ما به مدد منصور رفته علىّ بن طراد را نگذاريم كه بر وى دست يابد و به اين خدمت ما را پيش ابو كاليجار قدر و اعتبار تمام حاصل مىشود . بنابراين ، ابو صالح با جمعى كه همراه او بودند متوجّه آن جزيره شده به منصور ملحق شدند . و علىّ بن طراد غافل از اين حال به اعتقاد آنكه منصور هنوز آن مقدار قوّت و شوكت ندارد و اهالى جزيره خواهان مااند ، به آن ولايت درآمد . ايشان نيز با لشكرى آراسته بيرون آمدند . بعد از تلاقى فريقين نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت و علىّ بن طراد در معركه به قتل رسيد و اكثر سپاه او در حين گريختن به تشنگى هلاك مىشدند و منصور بر آن ولايت استيلا و استقلال گرفت . از جمله وقايع اين سال آنكه الظّاهر لاعزاز دين اللّه لشكرى عظيم به عزم تسخير ولايت شام فرستاد و والى آن ولايت صالح بن مرداس بود و ابن جرّاح طايى نيز بعضى از ثغور شام را

--> ( 1 ) . الكامل : ابو صالح كوركير .