قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2111

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و هشتم از رحلت خير البشر و در سال چهار صد و هشتم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، ميانهء علاء الدّولة بن كاكويه و اسپهبد محاربه‌اى عظيم واقع شد . تفصيل اين مجمل آنكه قبل از اين قلمى شد كه علىّ بن عمران در قضيّهء جوزقان و كشتن پسر عمّ علاء الدّوله ، ابو جعفر ، از اطاعت علاء الدّوله بيرون رفته بود و هميشه از علاء الدّوله ترسان و خائف مىبود تا آنكه در اين سال علىّ بن عمران با اسپهبد ، صاحب طبرستان كه در رى اقامت داشت ، اتّفاق نموده و ليكن بن وندرين « 1 » را نيز با خود متّفق ساخته قصد بلاد علاء الدّوله كردند . در اين اثنا ، به منوچهر بن قابوس كه با وجود سلطنت و شوكت به دامادى يمين الدّوله ، سلطان محمود ، نيز مفتخر بود ، مكتوبى نوشته از وى خواستند . القصّه ، علىّ بن عمران لشكرى عظيم به هم رسانيده و اسپهبد طبرستان را امير لشكر گردانيده متوجّه حرب علاء الدّوله گشتند . و چون به همدان رسيدند در ساعت آن شهر را در حوزهء تصرّف خود درآورده تمامى جبل را متصرّف شدند و عمّال علاء الدّوله را از آن شهر بيرون كردند . و در اين وقت از جانب منوچهر بن قابوس ، لشكر به مدد ايشان رسيد و ايشان به استظهار آن لشكر متوجّه اصفهان ، كه مقرّ سلطنت علاء الدّوله بود ، گشتند . چون علاء الدّوله از توجّه ايشان خبر يافت دست به خزانه برآورده سپاه را آن مقدار رعايت نمود كه اكثر مردم ايشان فرار نموده پيش علاء الدّوله آمدند و هركه پيش علاء الدّوله مىآمد او را رعايت مىكرد ؛ به نحوى كه او شاكر و راضى مىشد . القصّه ، ميانهء فريقين كرّات و مرّات متعدّده قتال

--> ( 1 ) . م : وليكر بن وندر .