قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2106
تاريخ الفي ( فارسى )
مسلمانان گرفتند و در آن جزيره درآمده شروع در عمارت و آبادانى او نمودند . و غرض ايشان از آن توقّف در قلّوريّه « 1 » انتظار لشكرى بود كه به همراهى خواهرزادهء قيصر روم به مدد ايشان تعيين شده بود . چون اين خبر به عزير باديس « 2 » ، كه والى آن ولايت بود ، رسيد چهار صد كشتى را پر از لشكر كرده متوجّه دفع ايشان شد . و چون آن كشتيها به جزيرهء [ 248 الف ] قوصره ، كه در نواحى افريقيه واقع است ، رسيدند آنچنان باد مخالف و باران تند پيدا شد كه اكثر كشتيهاى ايشان غرق گشت و خلايق بىنهايت هلاك گشتند . و از جمله وقايع اين سال آنكه يمين الدّوله ، سلطان محمود ، خلعتى را كه از براى او الظّاهر لإعزاز دين اللّه علوى از مصر فرستاده او را به بيعت خود دعوت نموده بود به بغداد پيش القادر باللّه فرستاد . القادر باللّه فرمود تا آن خلعت را بر يكى از دروازههاى شهر بغداد كه مشهور به باب نوبى « 3 » ، سوختند و آنچه طلا از آن حاصل شد بر بنى هاشم قسمت نمودند . و در ماه ربيع الاوّل اين سال شرف الدّولة بن بويهء ديلمى در بغداد وفات يافت . مدّت زندگانى او بيست و سه سال و سه ماه بود و ايّام حكومتش پنج سال و بيست و پنج روز بود . چون شرف الدّوله وفات يافت در بغداد به نام برادر او ابو طاهر جلال الدّوله ، كه در آن وقت در بصره مىبود ، خطبه مىخواندند و مسرعى فرستاده او را به بغداد طلبيدند . جلال الدّوله از بصره بيرون آمده متوجّه بغداد شد . چون به واسط رسيد چند روز در آنجا توقّف نموده باز به جانب بصره مراجعت نمود . و چون اهل بغداد اين حال را مشاهده نمودند نام جلال الدّوله را از خطبه بر طرف ساختند و به القاب برادرزادهء او ابو كاليجار بن سلطان الدوله خطبه را مزيّن ساختند . و ابو كاليجار در اين وقت در خوزستان به محاربهء عمّ خود ابو الفوارس ، والى كرمان ، مشغول بود . و چون جلال الدّوله بر حقيقت حال و تغيير نام او از خطبه اطلاع يافت با لشكرى آراسته بار ديگر متوجّه بغداد گشت و اهالى بغداد در مقام ممانعت درآمده او را تمكين ندادند و خزاين او را غارت كردند ؛ بنابراين ، جلال الدّوله به جانب بصره بازگشت و اهالى بغداد به طلب ابو كاليجار كس فرستادند . امّا چون او به محاربهء ابو الفوارس مشغول بود در اين سال متوجّه بغداد نتوانست شد ؛ بنابراين ، در اين سال در بغداد عياران آنچنان غارت و تاراج كردند كه اكثر اهل آن شهر جلاى وطن كردند . و در اين سال از وزراى كبار شاپور بن اردشير ، كه وزير بهاء الدّوله بود و به صلاح و تقوى و عموم احسان مشهور و معروف ، وفات يافت . او در بغداد مدرسه [ اى ] جهت علم ساخته ده هزار مجلّد كتاب از اقسام علوم در آنجا وقف نموده بود . و آن مدرسه در زمان طغرل بيگ آنچنان بسوخت كه اثرى از اسباب و آلات و كتب آن نماند .
--> ( 1 ) . متن : تاوريّه . - و . ( 2 ) . الكامل : المعز بن باديس . ( 3 ) . هر سه نسخه : نوى .