قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2095
تاريخ الفي ( فارسى )
خبر يافت دانست كه طاقت مقاومت ايشان ندارد ؛ ناچار شيراز را گذاشته متوجّه كرمان شد و ابو كاليجار بن سلطان الدّوله بر تمامى بلاد فارس استيلا يافت و لشكر ديالمه كه در شيراز بودند دو فرقه شدند . جماعتى ابو كاليجار بن سلطان الدّوله را بر اين داشتند كه با عمّ خود ، ابو الفوارس جنگ بايد كرد و او را از كرمان بيرون كرد و الّا هميشه فتنه و شور خواهد بود . و طايفهاى ديگر به جنگ راضى نبودند و مىگفتند همچنانكه در زمان پدر تو ، عمّت كرمان را داشت الحال كرمان را نيز به او بايد گذاشت و او را تشويش نبايد داد . در اين اثنا ، لشكريان ابو كاليجار از وى مرسوم خود مىطلبيدند و در خزانهء او از نقد و جنس آن مقدار كه به مرسومات سپاه وفا كند نمانده بود و لشكر در مقام شور و شعب آمدند و ابو كاليجار به واسطهء صغر سن از ضبط مهمّات ملك و لشكر عاجز آمده از شيراز به جانب نوبند جان « 1 » رفت و در آنجا بهواسطهء كثرت حرارت و تعفّن هوا اكثر سپاه او بيمار شدند ؛ بنابراين ، در آنجا توقّف نانموده به صوب شعب بوان رفت . در آن وقت بعضى از ديالمه كه هواخواهان ابو الفوارس بودند به او نوشتند كه : « شيراز خالى است اهمال و امهال تو از براى چيست ؟ » پس ابو الفوارس باز متوجّه شيراز شده در آنجا قرار گرفت و بعد لشكرى آراسته متوجّه شعب بوان گشت كه بالكليّه از مهمّ برادرزادهء خود ابو كاليجار ، كه در آن حدود در كمال ضعف و بىقوّت گشته و لشكرى چندان به او نمانده ، فارغ گردد . در اثناى توجّه به آن جماعت جماعتى در ميان درآمده ابو الفوارس را از رفتن آن صوب مانع آمدند و گفتند كه : شيراز و كرمان از آن تو باشد و ابو كاليجار بايد كه به اهواز قناعت نمايد . و ابو الفوارس نيز سخن آن جماعت شنيده از سر برادرزاده درگذشت . امّا در شيراز عمّال و كاركنان ابو الفوارس بنياد جور و ظلم نهادند تا آنكه مهمّ به آنجا رسيد كه هواخواهان او از كردهء خود پشيمان و نادم شدند و جمعى كثير از سپاه او گريخته پيش ابو كاليجار رفتند و رعايا و ارباب فارس تماما خفيه به ابو كاليجار مكتوبات نوشته او را بر آمدن به شيراز ترغيب و تحريص مىنمودند . بنابراين ، ابو كاليجار لشكرى آراسته مستعدّ و آراسته متوجّه قتال و جدال او گشت . بعد از تلاقى فريقين با كثرت حشم و لشكر ابو الفوارس ، چون شآمت ظلم و جور او را فروگرفته بود ، در آن معركه ثابتقدم نتوانست ورزيد و بعد از اندك مقاتله و محاربه فرار بر قرار اختيار نموده به جانب دارابجرد رفت و بار ديگر ابو كاليجار بر فارس استيلا يافت . و باقى احوال ايشان در سنوات خود مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه .
--> ( 1 ) . نوبندجان يا نوبندگان ، قصبهء مركزى دهستان نوبندگان بخش مركزى شهرستان فسا ؛ - فرهنگ جغرافيايى ، ج 7 ، ص 235 .