قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2077

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و يكم از رحلت خير البشر و در سال چهار صد و يكم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، الحاكم بامر اللّه علوى كه مدّت بيست و پنج سال خلافت ديار مصر و مغرب زمين [ را ] باستقلال حكومت نمود ، در سنّ سى و شش سالگى به قتل رسيد « 1 » . سبب قتل الحاكم بامر اللّه را بعضى چنين آورده‌اند كه او چون در باب امر معروف و نهى از منكر زياده از آنچه شرع مىفرمايد مبالغه مىنمود ؛ چنانچه احوال او در باب منع زنان از بيرون آمدن و شكستن آلات طرب ، حتّى باغات انگور را به توهّم آنكه از آنجا شراب راست مىكنند در تمامى ولايت خود ويران ساخت كه چند سال در ولايت او انگور به هم نمىرسيد . القصّه ، چون او كار بر مردم بسيار تنگ گرفته و او عادت داشت كه هر سحر بر خر مصرى سوار مىشد و تنها به جانب دامنهء كوهى ، كه در حوالى مصر مىبود ، مىرفت و به عبادت اشتغال مىنمود ، جمعى از اهل مصر با هم اتّفاق كرده او را در آنجا به قتل رسانيدند . و در بعضى تواريخ چنين مسطور است كه او خواهر خود را به امير الجيوش « 2 » خود متّهم مىداشت و هميشه در فكر آن بود كه ايشان هر دو را از ميان برگيرد . امّا امير الجيوش بر اين حال اطلاع يافت به اتّفاق خواهرش جمعى را بر آن داشت كه حاكم را در دامنهء آن كوه به ضرب خنجر و كارد هلاك ساختند . و چون الحاكم بامر اللّه فنّ نجوم را بسيار نيك مىدانست پيوسته مىگفت كه : اگر مرا در فلان شب آسيبى نرسد عمر من از هشتاد تجاوز كند . چون آن شب رسيد حاكم برخاست كه بر عادت معهود به

--> ( 1 ) . شب دوشنبه سه روز مانده به شوّال ؛ - ابن أثير ، ترجمهء الكامل ، ج 16 ، ص 33 . ( 2 ) . ابن أثير نام اين امير را « ابو دواس » و نام خواهر الحاكم بامر اللّه را « ست الملك » ذكر كرده است ؛ - منبع پيشين ، ص 34 و 38 .