قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2069

تاريخ الفي ( فارسى )

شجاعان سپاه خود را در پى او فرستاده كه تعاقب او نموده از هر جا كه باشد دستگير نمايند . اهل اسلام از روى جدّ و جهد تمام بعد از قطع منازل و مراحل ، به بنهء چندراى رسيدند . كافران چون لشكر اسلام را ديدند احمال و اثقال را گذاشته هر فوجى به جانبى بيرون رفت و سپاه يمين الدّوله به آن احمال و اثقال ملتفت ناشده بسرعت تمام متوجّه گرفتن چندراى شدند و خلقى بسيار در اين وقت از كفّار به قتل رسيد . آخر الأمر ، چون پاره‌اى راه از بيشه‌اى كه كافران در آنجا پناه گرفته بودند قطع نمودند پيلان خاصهء چندراى را ، كه در بيشه بودند كه از جهت اشيا و خزاين خود گزيده بود ، ديدند و كافران بر سر فيلها جنگ مردانه كردند ، امّا هيچ فايده ايشان را نداد غير از آنكه خلقى بسيار از ايشان و جمعى اندك از سپاه يمين الدّوله نيز هلاك شدند . آخر الأمر ، چند فيل از ايشان گرفتند و چند فيل ديگر به خودى خود به فيلخانهء يمين الدّوله آورده به ايشان ملحّق شدند . يمين الدّوله آن فيلان را « خداىآورده » مىخواند « 1 » . و آن فيلان به همين نام شهرت داشتند . و از خزانهء چندراى سه هزار بار هزار هزار دينار و اصل خزانهء خاصهء يمين الدّوله شد . غير از آنچه سپاه او تصرّف نمودند و مهمّ برده در اين يورش به جايى رسيده بود كه بهاى غلام و كنيز خوب از دو درم نمىگذشت ؛ چنانچه خمسى كه از برده‌ها جهت سادات جدا كردند عدد ثلث آن خمس به پنجاه هزار برده رسيده بود ؛ و العهدة على الرّاوى . و از فيلان خاصهء چندراى سيصد و پنجاه و شش فيل به دست يمين الدوله افتاد . و خبر اين فتح از مطلع آفتاب عالمتاب تا مغرب آن رسيد . و يمين الدّوله به فتح و فيروزى از اين سفر مراجعت نموده فرمود تا در غزنين مسجد جامع بزرگى بنياد نهادند و از طرف و جوانب هندوستان درختان موزون « 2 » و غريب نقل كرده در دور آن جامع نشاندند و اصل عمارت آن مسجد از سنگ مرمر و رخام مربّع و مسدّس و مثمّن و مدوّر برآورده بودند « 3 » ؛ به طرزى كه بينندگان از متانت و طراحى آن عمارت متحيّر و مدهوش مىماندند . با وجود اين بعد از اتمام عمارت حكم شد كه آن را به انواع زينت و فروش و قناديل آنچنان مزيّن و مزيّب ساختند كه ظرفاى آن وقت آن مسجد را

--> ( 1 ) . گرديزى در خصوص فيل مخصوص چندراى مىنويسد : « . . . و فيلى بود مرين چندراى را نامدار ، چنان كه به همهء هندوستان به دو مثل زدندى . امير يمين الدّوله نام آن فيل شنيده بود و قصد كرده كه آن فيل را ببايد خريد به هر مالى كه طمع دارد . . . و اتّفاق نيك را اين فيل اندر راه از پيش چندراى بگريخت و بىپيلبان همى آمد ، تا سراپردهء يمين الدّوله . و چون امير محمود آن را بديد ايزد ، تعالى را شكر كرد و آن فيل را « خداداد » نام نهاد . » ؛ - زين الأخبار ، ص 183 . ( 2 ) . عتبى در خصوص اين درختان مىنويسد : « . . . همانا رحم زمين آن درختان را از بهر كارى معلوم تربيت مىكرد و از براى روزى محتوم تربيت مىداد . » ؛ - جرفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 387 . ( 3 ) . يعنى از سنگ مرمر چهار گوش ، شش گوش ، هشت گوش و گرد ساخته بودند . - و .