قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2067

تاريخ الفي ( فارسى )

است كه به آبادانى و معمورى آن شهر در اقليم هندوستان شهرى ديگر مثل آن نمىباشد و چندان عجايب و غرايب عمارات و بتخانه‌ها در آن شهر مىباشد كه زبان ناطقه از بيان وصف آن عاجز است . يمين الدّوله فى الفور متوجّه آن شهر كه چندين سال بود كه معبد اهالى هند مىبود ، گشت . چون به آنجا رسيد از غرايب عمارات و ابنيهء آن شهر در شگفت ماند و بينندگان از مشاهدهء آن شهر متحيّر و مدهوش ماندند ؛ چنانچه در جميع كتب معتبره مسطور است كه در آن شهر هزار قصر عالى بود . همه از سنگ رخام ساخته بودند و بتخانه‌هاى آن شهر از كثرت در حيّز شمار نمىتوانستند آورد ؛ بنابراين ، يمين الدّوله نامه‌اى به اشراف و اهالى غزنين نوشت كه : « اگر كسى خواهد كه مثل اين عمارت بنا نهد بعد از صرف صد هزار بار صد هزار هزار دينار در مدّت دويست سال به سعى استادان چابكدست شايد كه به اتمام رسد . » « 1 » و از جملهء اصنام آن شهر ، صنمى يافتند كه تمامى آن را از طلاى خالص ساخته بودند و دو درّ در دو چشم او تعبيه كرده بودند كه اگر يكى از آنها را بر سلطان محمود عرض كردندى از روى رغبت خاطر به پنجاه هزار دينار خريدى . و بر يك صنمى ديگر يك قطعهء ياقوت ازرق بود به وزن چهار صد [ و پنجاه ] « 2 » مثقال ، و از دو پاى صنم چهار هزار و چهار صد مثقال طلا حاصل شد . و اصنام سيمين در آن شهر زياده از صد عدد پيدا شد . يمين الدّوله بعد از ضبط غنايم « 3 » و اموال آن شهر فرمود تا در تمامى بتخانه‌ها آتش زدند كه اثرى از آثار ايشان نماند . بعد از آن از آنجا كوچ نموده به صوب قنّوج مراجعت فرمود . در اين مراجعت يمين الدّوله معظم سپاه خود را در عقب گذاشته خود با جمعى از دلاوران و شجاعان سپاه پيشتر مىآمد ؛ و غرضش آن بود كه شايد چيپال « 4 » متمرّد نظر به قلب لشكر سلطان محمود كرده در مقام محاربه و مقاتله درآيد ؛ چه ، چيپال چون دائما از توجّه سلطان محمود خبر يافتى احمال و اثقال خود را ضبط نموده در جاى محكم و كوهها متحصّن مىگشت و خود را هرگز در چنگ جنگ سلطان محمود نمىانداخت و در قيد اطاعت و انقياد نيز نمىآمد . يمين الدّوله از اين جهت بسيار آزرده‌خاطر مىبود و در اين وقت مىخواست به

--> ( 1 ) . على رغم اعتراف خود سلطان محمود بر عظمت قصور و ابنيهء ماتوره ، كه ضمن فتحنامه‌اى به غزنين مىفرستد ، باز هم در پوشش « غزوه با كفّار » فرمان حرق و انهدام آن را صادر مىكند ؛ جرفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 381 . ( 2 ) . گرديزى ، زين الأخبار ، ص 183 . ( 3 ) . گرديزى مىنويسد : « برحسب شمارى كه اهل ثقه كرده‌اند بيست و اند بار هزار هزار درم و پنجاه و سه هزار برده و سيصد و پنجاه فيل بود . » ؛ - زين الأخبار ، ص 184 . سلطان محمود قسمتى از اموال حاصل از اين غنايم را در بناى مسجد جامع غزنين ، عبادتگاه خاص خود و مدرسه و كتابخانه‌اى در جوار اين عبادتگاه صرف كرد . ( 4 ) . احتمالا تروجنپال است كه از پيش محمود بدفعات گريخته بود ؛ - گرديزى ، زين الأخبار ، ص 184 . و عتبى او را « جيپال » ضبط كرده است ؛ - جرفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 382 .