قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2059

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و نود و ششم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و نود و ششم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، يمين الدّوله ، سلطان محمود ، باز عزيمت بلاد هندوستان نمود . اتّفاقا در اين مرتبه راهبران راه گم كرده به جايى افتادند كه تمامى صحرا پر از آب بود و هر جا مىرفتند غير از آب چيزى نمىديدند ؛ و در اين آب خلقى بىشمار از لشكر يمين الدّوله ، سلطان محمود ، به هلاكت رسيد . سلطان محمود چند روز در آنجا گرفتار بود تا آنكه بعد از چند روز از آب خلاص شده به جانب غزنين مراجعت نمودند ؛ و در اين سفر ، هيچ شهرى از شهرهاى هندوستان را نگرفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در اين سال سلطان الدّوله ديلمى در اهواز وزير خود فخر الملك را ، كه از قبل او وزارت بهاء الدّوله كرده بود ، بعد از گرفتن اموال بسيار به قتل رسانيد « 1 » . و عمر او در اين وقت ، به پنجاه و دو سال و شش ماه رسيده بود . اين فخر الملك در ميانهء وزرا به كرم و مروّت و كثرت عبادت مشهور و معروف بود و در بغداد عمارت عالى ، كه الحال به « فخريّه » شهرت دارد ، از بناهاى اوست و هر روز هزار هزار فقير برهنه را لباس دادى . و اوّل كسى كه در شب نيمهء شعبان حلاوى پخش مىكرد او بود . در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه سبب قتل فخر الملك اين بود كه شخصى از جمله اغنياى بغداد بود « 2 » . اتّفاقا ، غلامان او اتّفاق نموده او را كشتند و زن آن مرد پيش فخر الملك آمده احوال شوهر خود را گفت . چون فخر الملك به كارى مشغول بود متوجّه آن عورت مظلومه نشد ، تا آنكه آن عورت

--> ( 1 ) . فخر الملك مدّت پنج سال و چهار ماه و دوازده روز در عراق امارت داشت . بعد از قتل وى ابو محمّد حسن بن سهلان با لقب « عميد اصحاب الجيوش » به جاى وى منصوب شد . ( 2 ) . ابن أثير نام اين شخص را « ابن علمكار » ذكر كرده است .